برگزاری کارگاه دانش افزایی اساتید دانشگاه مازندران برگزاری مراسم عزاداری شهادت حضرت فاطمه (س) در دانشگاه مازندران در ایام پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی برگزار گردید؛چهل ونهمین نشست هم اندیشی اساتید ونخبگان دانشگاه مازندران در قالب بازدید علمی از دستاوردهای نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران گزارش تصویری از:برگزاری ویژه برنامه گراميداشت سی و هشتمین سالروز پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی در جوار یادمان شهدای گمنام دانشگاه برگزاری دروه آموزشی «راهبری فرهنگی 2» ویژه مسئولین،معاونین ،مدیران اجرایی ومسئولین واحد خواهران دفاتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری دانشگاه های استان مازندران،گلستان وسمنان برگزاری نشست هم اندیشی اساتید(ویژه بانوان) با موضوع «آسیب شناسی دغدغه های دختران دانشجو» در دانشگاه مازندران رهبر معظم انقلاب اسلامی ارتحال حجت الاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی را تسلیت گفتند/ فقدان این رفیق دیرین، همرزم و همکار نزدیک سخت و جانکاه است پیام تسلیت هیات رییسه ی دانشگاه مازندران در پی ارتحال حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی(ره):یار دیرین حضرت امام(ره) به لقاءالله پیوست برگزاری کارگاه دانش افزایی اساتید با موضوع تاریخ وتمدن اسلامی

وحدت حوزه ودانشگاه در کلام مقام معظم رهبری


وحدت حوزه و دانشگاه در کلام مقام معظم رهبری
مأوا: مقام معظم رهبري : مسأله‌ى وحدت حوزه و دانشگاه به اعتقاد من يكى از اساسى‌ترين و پيچيده‌ترين و عميق‌ترين مسائل انقلاب است.

به گزارش مرکز ارتباطات و اطلاع رسانی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها (مأوا) بخش‌هايي از بيانات معظم‌له به مناسبت 27 آذر، روز وحدت حوزه و دانشگاه به اين شرح است: 
لزوم وحدت حوزه و دانشگاه

  • طي قرنهاي گذشته استعمارگران براي بيگانه کردن نسل هاي رو به رشد کشورهاي اسلامي از اسلام و خاموش کردن مساله ي ايمان و وجدان ديني در بين آحاد مردم اقدامات متعددي را انجام دادند.
  • امام با آگاهي کامل نسبت به واقعيتهاي تاريخي، راه حل مشکلات، بقاء استقلال و شعار نه شرقي و نه غربي در کشور را، در آميخته شدن روشنفکران و تحصيلکردگان جديد، با دين و ايمان مذهبي و نيز آشناشدن روحانيون با پيشرفتهاي علمي جهان و تجربه ي روشهاي جديد ،مي دانستند. شهيد مفتح از جمله افرادي بود که توطئه استعمار در جدا نگاه داشتن دو قشر دانشگاهي و روحاني، از هم را با تمام وجود احساس کرده بود. وي در را تحقق بخشيدن به آرمان هاي بنيانگذار انقلاب اسلامي، ايجاد وحدت ميان اين دو قشر مهم جامعه را وجهه همت خود قرار داد. سخنراني‌هاي ايشان در مسجد دانشگاه در ترغيب نسل روشنفکر و تحصيل کرده به اسلام اثر بسزايي داشت. به مناسبت مجاهدت ايشان در راه تحقق وحدت ميان حوزه و دانشگاه، روز شهادت آيت الله مفتح روز وحدت حوزه و دانشگاه ناميده شد.
  • اين تركيب (وحدت حوزه و دانشگاه)، تركيبى است كه اگر به درستى زواياى معناى رمزى آن شناخته شود، هم براى كشور و آينده بسيار بابركت است و هم براى دشمن و نيروهاى مهاجم مزاحم كينه‌ورز خارجى و ايادى داخلى آنها بسيار تلخ و گزنده و شكننده است.
  • در كشور ما، هزار سال علم و دين در كنار يكديگر بودند. علما و پزشكان ومنجمان و رياضيدانهاى بزرگ تاريخ ما - آن كسانى كه امروز نامشان و اكتشافاتشان هنوز در دنيا مطرح است - جزو علماى باللّه و صاحبان دين و متفكران دينى بودند.
  •  تا وقتى ‏كه دين حاكم بود و صحنه‏ زندگى مردم، از دين و نفوذ معنوى آن بكلى‏ خالى نشده بود، وضع اين‏گونه بود. از وقتى كه اروپاييها و غربيها و سياستمداران صهيونيست و متفكرانى كه براى نابودى دنياى اسلام نقشه مى‏ كشيدند، دانش را همراه با سياست وارد كشور ما كردند، علم را از دين جدا نمودند و نتيجتا رشته‏ ى دين، يك رشته‏ ى خالى از علم شد و رشته‏ ى علم، يك رشته‏ى خالى از دين گشت.
  • قرن نوزدهم كه اوج تحقيقات علمى در عالم غرب مى‏ باشد، عبارت از قرن جدايى از دين و طرد دين از صحنه‏ ى زندگى است. اين تفكر، در كشور ما هم اثر گذاشت و پايه‏ ى اصلى دانشگاه ما بر مبناى غير دينى گذاشته شد. علما از دانشگاه روگردان شدند و دانشگاه هم از علما و حوزه‏ هاى علميه روگردانيدند.
  • هر دو از يكديگر گريزان و با يكديگر دشمن بودند و علت اصلى هم اين بود كه در همه جاى عالم و از جمله در كشورهاى اسلامى، علم در دست سياستهاى ضد دين يك ابزار بود.

دانشگاه ما در دست كسانى بود كه از دين بهره‏ اى نداشتند

  • اين تصادفى نيست كه ملت ايران، با آن سابقه‏ ى تاريخى علمى و با اين استعداد درخشانى كه دارد (همه‏ كسانى كه روى مسايل ملتها كار كرده‏ اند و ما اطلاع داريم، درباره‏ ى ملت ايران گفته‏ اند كه اين ملت، داراى استعدادى بالاتر از متوسط استعدادهاى بشرى است) و با آن فرهنگ غنى عميق اسلامى و با داشتن دانشمندان بسيار بزرگ در طول قرنهاى متوالى و با وجود شوق و علاقه‏ ى طبيعى به آموختن و دانستن، در اين دويست سال يا صد و پنجاه سالى كه دنيا چهار نعل به سمت معلومات و دانش و قله‏ هاى علم حركت كرده، ايران و ملت ايران، جزو گروهها و ملتهاى عقب‏ افتاده قرار گرفته است.
  • در طول هفتاد سال اخير، به جز عده‏ ى معدودى از قبيل اميركبير و بعدها هم چند نفرى كه بسيار معدود بودند، بيشتر كسانى كه زمام امور تحصيلات عاليه در اين كشور به‏ دست آنها بوده است و مسايل آموزش عالى به اراده و تدبير آنها ارتباط پيدا مى ‏كرده، بقيه كسانى بوده‏ اند كه منافع ملت ايران در مقابل منافع بيگانگان، براى آنها از هيچ رجحانى برخوردار نبود و بيشتر به فكر چيزهاى ديگرى بودند تا آينده‏ى اين ملت و اين كشور!
  • اگر اين ملت را به حال خود هم وا مى ‏گذاشتند، در علوم جلو مى ‏افتاد و در بيشتر دانشهايى كه در ابتدا از قلب و درون خودِ جوامع جوشيده و سر كشيده و شكفته است، پيشرفت مى‏كرد و پابه‏پاى دنيا پيش مى‏رفت و اين قدر عقب نمى‏ماند.

جدايى دين از علم، علت عمده ى تنزل ما
اين، كارى است كه انجام دادند و علت عمده‏ ى اين مسأله، جدايى دين از علم در كشور ما بود. علما و دانشمندان و محققان علوم طبيعى در كشور ما، از دين جدا ماندند و در نتيجه به درد مردم و كشور و ملتشان نخوردند. خوبترها و بهترينهايشان رفتند و براى بيگانگان مفيد واقع شدند. عده‏ اى هم در همين‏ جا بودند و براى بيگانه ‏ها كار كردند. روشنفكرانى كه در همين دانشگاهها درس خواندند، همانها بودند كه در طول حكومت پهلوى، اداره‏ ى اين كشور را به خائنانه ‏ترين وجهى برعهده داشتند و به اين ملت خيانت كردند. اينها، متخرجان همين دانشگاهها بودند و خدا رحم كرد كه انقلاب اسلامى پديد آمد. آن نسلى كه بتدريج از روشنفكران متأخر اين جامعه فارغ‏التحصيل شده بودند و به سمت كارهاى سياسى مى ‏رفتند، به قدرى نسل‏ بى ‏ريشه و بى‏ اعتقاد و بى ‏پيوندى بودند كه خدا مى ‏داند اگر آنها بر سر كار مى ‏آمدند، با اين ملت و اين كشور چه مى‏كردند. هست و نيست و بود و نبود اين ملت را مى‏ سوزاندند و از بين مى‏ بردند! خدا را شكر كه آنها مهلت پيدا نكردند و انقلاب اسلامى آمد و آن سلسله و طومار را درهم دريد.

وحدت حوزه و دانشگاه، يعنى حركت پابه ‏پاى علم و دين‏

  • وحدت حوزه و دانشگاه، يعنى وحدت در هدف. هدف اين است كه همه به سمت ايجاد يك جامعه‌ى اسلامى پيشرفته‌ى مستقل، جامعه‌ى امام، جامعه‌ى پيشاهنگ، جامعه‌ى الگو، ملت شاهد - ملتى كه مردم دنيا با نگاه به او جرأت پيدا كنند، تا فكر تحول را در ذهن خودشان بگذرانند و در عملشان پياده كنند - حركت نمايند.
  • در نظام اسلامى، علم و دين پابه ‏پا بايد حركت كند. وحدت حوزه و دانشگاه، يعنى اين. وحدت حوزه و دانشگاه، معنايش اين نيست كه حتما بايستى تخصصهاى حوزه‏ اى در دانشگاه و تخصصهاى دانشگاهى در حوزه دنبال بشود. نه، لزومى ندارد. اگر حوزه و دانشگاه به هم وصل و خوشبين باشند و به هم كمك بكنند و با يكديگر همكارى نمايند، دو شعبه از يك مؤسسه‏ ى علم و دين هستند. مؤسسه ‏ى علم و دين، يك مؤسسه است و علم و دين باهم اند.
  • يكى از عزيزترين دستاوردهاى انقلاب اسلامى اين بود كه دو بخش عظيم فرهنگى كه سالها تلاش شده بود از هم دور باشند [ - حوزه و دانشگاه - ]... با هم متّحد شدند.
  • وحدت حوزه و دانشگاه عبارت از اين است كه ما اين دو كانون علمى، اين دو مركز تعليم و تعلم را از لحاظ اخلاق حاكم بر آنها، از لحاظ سيستم و سازماندهى حاكم بر آنها، و از لحاظ برخى از محتواها به هم نزديك كنيم.
  • امتيازات حوزه و دانشگاه بايد تبادل شود: اخلاص، صفا، ايثار، معنويت، زهد، احترام به سنت‌هاى اصيل و ارزشمند، از يك سو و توجه به واقعيات، ديد باز و گسترده، وسعت بينش، نوگرايى مفيد، نگرش سازنده و پويا و استفاده از روشهاى جديد و كارساز از سوى ديگر، مى‌تواند و بايد كه مكمل هم شوند.
  • امروز هيچ كس انتظار يك دانشگاه خلق الساعه‌ى صد در صد اسلامى را ندارد، اما همه انتظار دارند كه جهت حركت، به سوى ايجاد يك دانشگاه صد در صد اسلامى باشد. اين منظور حاصل نخواهد آمد مگر با وحدت عميق و عملى حوزه و دانشگاه و روحانى و دانشجو و اين يك ضرورت و نياز انقلابى است.
  • طلّاب و دانشجويان قدر يكديگر را بدانند، با يكديگر آشنا و مرتبط باشند، احساس بيگانگى نكنند، احساس خويشاوندى و برادرى را حفظ كنند .
  • بايد همكارى حوزه و دانشگاه را قدر بدانيم و ارج بگذاريم و آن را روزبه‏روز تقويت كنيم. اين آرزو و تقاضاى من از همه كسانى است كه در حوزه‏ها و دانشگاهها صاحب نفوذ و صاحب تأثير و صاحب يك فكر و نظر هستند و حضورى دارند.
  • اين دو قلمرو علم و روحانيت، بايد نخست از هر آن چه با فرهنگ اصيل جامعه‌ى اسلامى ما بيگانه است، تطهير و پاك شوند و نخستين گام در راه وحدت را از اين‌جا بردارند.

انتهای پیام/