با حضور مسوولان دانشگاهی و جمع کثیری از بازنشستگان دانشگاه:کانون مهر بازنشستگان دانشگاه مازندران راه اندازی شد مسول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ماندران در پنجمین دور نشست هیات رییسه دانشگاه با اعضای هیات علمی در دانشکده علوم انسانی: رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجتماع عظیم و پرشکوه بسیجیان در ورزشگاه یکصد هزار نفری آزادی برگزاری مراسم عزاداری ماه محرم توسط هیات مذهبی محبان الحسین دانشگاه مازندران سیزدهمین جلسه اساتید روحانی عضو هیات علمی دانشگاه مازندران در پی عملیات ترویستی اهواز صادر شد:بیانیه‌ هیات رییسه دانشگاه مازندران پیام رهبر معظم انقلاب در پی حادثه تروریستی در اهواز:دستگاه‌های مسؤول دنباله جنایتکاران را تعقیب و به پنجه قضایی بسپارند برگزاری کارگاه دانش افزایی اعضای هیئت علمی سومین دوره هم اندیشی کارمندان دانشگاه مازندران

صبح 16 آذر


ویژه نامه 16 آذر

... شوك ناشي از كودتاي زاهدي هنوز از فكر و ذهن مردم بيرون نرفته است كه ناگهان در اواخر آبان ماه اعلام شد نيكسون معاون رئيس جمهور آمريكا از طرف آيزنهاور قصد ايران را كرده است. همين امر سبب شد تا دانشجويان هميشه بيدار تصميم بر اعتراض و مخالفت با اين سفر و نيت اربابان آمريكايي شاه بگيرند. غافل از آنكه تنها واژه اي كه دژخيم شاه بر آن باور نداشته و آن را بر نمي تابيد اعتراض و انتقاد بود. صبح شانزده آذر، هنگام ورود به دانشگاه، دانشجویان متوجه تجهیزات فوق العاده سربازان و اوضاع غیر عادى اطراف دانشگاه شده، وقوع حادثه اى را به عيان ديدند. دانشجویان حتى الامكان سعى مى كردند كه به هیچ وجه بهانه اى به دست بهانه جویان ندهند. از این رو دانشجویان با كمال خون سردى و احتیاط به كلاس ها رفتند و سربازان به راهنمایى عده اى كارآگاه به راه افتادند. ساعت اول بدون حادثه مهمى گذشت و چون بهانه اى به دست آنان نیامد به داخل دانشكده ها هجوم آورده؛ از پزشكى، داروسازى، حقوق و علوم عده زیادى را دستگیر كردند. مسئولان دانشگاه براى حفظ جان دانشجویان، دانشكده را تعطیل كردند و به آنها دستور دادند به خانه هاى خود بروند و تا اطلاع ثانوى در خانه بمانند.

دانشجویان نیز به پیروى از تصمیم اولیاى دانشكده، محوطه دانشگاه را ترك مى كردند ولى هنوز نیمى از دانشجویان در حال خروج بودند كه ناگاه سربازان به دانشكده فنى حمله كردند. بهانه حمله آنان به دانشكده ظاهرا این بود كه در این گیر و دار دو دانشجوى رشته ساختمان به حضور نظامیان در دانشگاه اعتراض مى كنند. ارتشى ها براى دست گیرى آنان وارد دانشكده فنى وارد كلاس درس مهندس شمس مى شوند تا دانشجویان معترض را دست گیر كنند؛ وقتى مهندس شمس نسبت به حضور نظامیان در كلاس درس خود اعتراض مى كند او را با مسلسل به جاى خود مى نشانند و حتى یا شكنجه مستخدم دانشكده سعى مى كنند كه آن دو دانشجو را بیابند.

در این میان بغض یكى از دانشجویان تركید و او كه مرگ را به چشم مى دید و خود را كشته مى دانست دیگر نتوانست این همه فشار درونى را تحمل كند و آتش از سینه پرسوز و گدازش به شكل شعارى كوتاه بیرون ریخت: «دست نظامیان از دانشگاه كوتاه!». هنوز صداى او خاموش نشده بود كه رگبار گلوله باریدن گرفت و چون دانشجویان فرصت فرار نداشتند به كلى غافل گیر شدند و در همان لحظه اول عده زیادى هدف گلوله قرار گرفتند. به خصوص كه بین محوطه مركزى دانشكده فنى و قسمت هاى جنوبى، سه پله وجود داشت و هنگام عقب نشینى عده زیادى از دانشجویان روى پله ها افتاده، نتوانستند خود را نجات دهند، مصطفى بزرگ نیا به ضرب سه گلوله از پا درآمد. مهندس شریعت رضوى كه ابتدا هدف قرار گرفته به سختى مجروح شده بود بر زمین مى خزید و ناله مى كرد، و دوباره هدف گلوله قرار گرفت. احمد قندچى حتى یك قدم هم به عقب برنداشته و در جاى اولیه خود ایستاده بود و از گلوله باران اول مصون مانده یكى از دژخیمان رژیم با رگبار مسلسل سینه او را شكافت.

بعد از پایان درگیرى ها احمد هنوز زنده بود؛ او را به یكى از بیمارستان هاى نظامى تهران منتقل كردند. در حالى كه در درگیرى ها لوله شوفاژ در مقابل احمد تركید بود و آب جوش تمام سر و صورت او را به شدت مجروح كرده بود با این حال مسئولان بیمارستان از مداوا و حتى تزریق خون به او ابا كردند و 24 ساعت بعد او مظلومانه شهید شد.

روز بعد از واقعه 16 آذر، نیكسون به ایران آمد و در همان دانشگاه، در همان دانشگاهى كه هنوز به خون دانشجویان بى گناه رنگین بود دكتراى افتخارى حقوق دریافت كرد. صبح ورود نیكسون یكى از روزنامه ها در سر مقاله خود تحت عنوان «سه قطره خون» نامه سرگشاده اى به نیكسون نوشت. در این نامه سرگشاده ابتدا به سنت قدیم ما ایرانى ها اشاره شده بود كه «هرگاه دوستى از سفر مى آید یا كسى از زیارت باز مى گردد و یا شخصیتى بزرگ وارد مى شود ما ایرانیان به فراخور حال در قدم او گاوى و گوسفندى قربانى مى كنیم؛ آنگاه خطاب به نیكسون گفته شده بود كه «آقاى نیكسون! وجود شما آن قدر گرامى و عزیز بود كه در قدوم شما سه نفر از بهترین جوانان این كشور یعنى دانشجویان دانشگاه را قربانى كردند.»

روز بعد از واقعه 16 آذر، نیكسون به ایران آمد و در همان دانشگاه، در همان دانشگاهى كه هنوز به خون دانشجویان بى گناه رنگین بود دكتراى افتخارى حقوق دریافت كرد. صبح ورود نیكسون یكى از روزنامه‏ها در سر مقاله خود تحت عنوان «سه قطره خون» نامه سرگشاده‏اى به نیكسون نوشت. در این نامه سرگشاده ابتدا به سنت قدیم ما ایرانى‏ها اشاره شده بود كه «هرگاه دوستى از سفر مى‏آید یا كسى از زیارت بازمى گردد و یا شخصیتى بزرگ وارد مى‏شود ما ایرانیان به فراخور حال در قدم او گاوى و گوسفندى قربانى مى‏كنیم؛ آنگاه خطاب به نیكسون گفته شده بود كه «آقاى نیكسون! وجود شما آن قدر گرامى و عزیز بود كه در قدوم شما سه نفر از بهترین جوانان این كشور یعنى دانشجویان دانشگاه را قربانى كردند.»