جايگاه زن در سازمان خانواده از ديدگاه اسلام
جايگاه زن در سازمان خانواده از ديدگاه اسلام (انديشه اسلامي( :
در سازمان خانواده ، امنيت و آرامش رواني بر پايه تامين صحيح نياز جنسي "لتسكنواليها .سوره روم آيه 22 " و ادامه حيات خانواده از طريق توليد مثل ، دو هدف اساسي اوليه به شمار مي آيد .
اين دو هدف اوليه در منطق اسلام در راستاي اصل آخرت گرايي مبتني بر عقايد ، اخلاق و احكام اسلامي سامان مي پذيرند و در مسير رشد وتعالي ملكوتي انسان استقرار مي يابند .
آرامش رواني حاصل از تامين صحيح نياز جنسي ، آرامشي طبيعي و غريزي است كه بسته و مقدمه رسيدن به آرامش معنوي و ملكوتي حاصل از معرفت ، پذيرش قلبي و عمل به تعليمات الهي در قالب ارزش هاي اسلامي است كه همان جريان "اسلام " (معرفت ابتدايي و پذيرش ظاهري) ، "ايمان " (معرفت عميق و باور قلبي )و "تقوا " (عمل به فرامين الهي به قصد قرب الهي ) است .
نكته قابل توجه اين است كه آرامش هاي ذكر شده كه درون نهاد محكم خانواده سالم حاصل مي شود ، تحقق نمي يابد ؛ مگر با مشاركت يكسان و همگام زن و شوهر كه به عنوان اركان اصلي تشكيل دهنده نهاد خانواده هستند .ليكن در رهنمود خداوند "زنان " در نقش مادري و همسري محور و كانون امنيت و آرامش خانواده هستند .
اما با نگاه دقيق به آيه 22روم و تاكيد بر عبارت " .... لتسكنواليها .... " در مي يابيم كه در روان شناسي قرآني ، امر زناشويي و انس همسري ، گوياي آن است كه زنان شوهران خود را با جذب به سوي خويش و زدودن غبار خستگي ، آشفتگي و خشونت حاصل از فعاليت هاي اجتماعي پر تنش از روح و روان آنها ، آرامش و امنيت رواني به آنان هديه مي كنند . دقيقا مشابه نقش مادري كه چنين وظيفه اي را در ارتباط با فرزندان خويش بر عهده دارد .
نقش هاي همسري و مادري بانوان ، به عنوان دو نقش خانوادگي دو شغل بي بديل تكويني زنان در منطق الهي است كه امنيت و سلامت رواني بشر را در درون خانواده تضمين مي كند و كسي جز همسران و مادران نمي توانند اين رسالت را بر عهده گيرند.
در بيان مكرر از پيامبر اكرم (ص) و امير مومنان و ساير ائمه (ع) اين رسالت به عنوان جهاد زنان تعريف شده است كه به تنهايي با تمام فعاليتهاي اجتماعي ، سياسي و جهاد مردان در راه خدا برابري مي كند . در حالي كه اين رسالت ، بخش اول فعاليت زنان را تشكيل مي دهد كه در خانواده صورت مي پذيرد .
امير المومنين علي (ع)در حكمت 136نهج البلاغه در خصوص جهاد و نقش زنان مي فرمايد : "جهاد المراه حسن التبعل "، " جهاد زن ، نيكو همسرداري (شوهرداري و مادري )است. "
نقش زن در حوزه خانواده به عنوان مدير عاطفي و رواني خانواده در اداره شوهر و تامين نيازهاي او در خانه و تحقق امنيت رواني اش توسط بانوان ،مبدا ء سلامت فعاليت مردان و خود زنان در جامعه و سازمان هاي اجتماعي و اداري است .
در صورتي كه زن نتواند در نقش همسر و مادر وظيفه مهم تامين نيازهاي عاطفي و رواني خانواده را به درستي انجام دهد ، فقدان رضايت رواني شوهران و در ادامه نارضايتي رواني زنان را نيز به دنبال خواهد داشت . عدم تامين نيازهاي عاطفي و رواني شوهر در محيط خانواده ايجاد خلاءهاي رواني و عاطفي را منجر مي شود كه منشا بروز آسيب هاي اجتماعي و به دنبال آن آسيب هاي رواني خواهد بود.
زن در مقام ديگر ، در نقش مادر و والد وظيفه خطير تولد فرزند و در ادامه حمايت ، تربيت و دستگيري از او را به عهده دارد . مادر تربيت كننده يك نسل است ، مادري با اوج وفاداري و دلسوزي خود و تربيتي صحيح ، نسلي پويا ، شايسته و خادم به جامعه و كشور تربيت مي كند و از سوي ديگر مي تواند با بي تفاوتي و عدم توجه به فرزندان و نيازهاي آنان فرزنداني ناشايست و بي اخلاق را تحويل جامعه دهد.
در آيه 34سوره نساء در خصوص ويژگي هاي زنان الگوي مسلمان مي فرمايد: "فالصالحات ، قانتات ، حافظات للغيب بما حفظ الله "
پس زنان شايسته و سازنده ، با فروتني اطاعت كننده ،نگه دارنده و نگهبان اسرار و امور پوشيده هستند.
قنوت در اين آيه به دو وظيفه اشاره دارد :
1. تمكين در بر آوردن نياز جنسي همسر بدون عذر شرعي
2. عدم خروج از منزل بدون اذن شوهر در غير امور شرعي ، همچون حج واجب و غيره .
تعبير "حافظات للغيب ... " نيز سه وظيفه ديگر را مطرح مي كند :
1. رعايت حرمت و حفظ حيثيت و شخصيت شوهر و اسرار زندگي در غياب او ، حتي در برابر بستگان نزديك .
2. حفظ حريم ناموس در غياب شوهر .
حفظ امكانات زندگي و پرهيز از تاراج و بذل و بخشش ثروت شوهر .
- گستره وظايف زن در خانواده از منظر قرآن و روايات :
در گفتارهاي قبلي ، مطالبي پيرامون نگاه دقيق اسلام به موضوع خانواده و تعيين حدود تكاليف در آن و همچنين اصول حاكم بر اين نهاد در متون اسلامي چون اصل كرامت انساني ، اصل مودت و آرامش و ... بيان گرديد . در اين باب بر وظايف زن در حوزه خانواده تاكيد كرده ، انواع و صورتهاي متفاوت آن را ذكر خواهيم كرد :
دسته اي از روايات بر كرامت اخلاقي و رفتار مناسب زن در خانواده تاكيد داشته كه به برخي از اين موارد اشاره شده است ، اين دسته از روايات ، به الگوهاي رفتاري زنان اشاره مي كند كه اين دسته از روايات شامل دو بخش است : بخش اول مربوط به معرفي بهترين زنان است كه نحوه عملكرد و شيوه هاي رفتاري آنها تاييد و تحسين شده و به آنان نويد سعادت در دو دنيا داده شده است . و بخش دوم معرفي زنان شرور و چهره هاي منفي مي باشد كه به دليل نوع عملكرد شان و تخلف آنان از وظايف و تكاليف الهي مورد نكوهش و ملامت قرار گرفته اند و به واسطه عدم شايستگي رفتاري به عقوبتي شوم در دنيا و آخرت مبتلا و يا وعده داده شدند . در اين دسته از روايات مهمترين وظايف براي زوجين را حسن سلوك و زيبايي در رفتار و معاشرت نيكو معرفي مي كند . در حقيقت چون زن اساس شكل گيري هويت خانواده است و حتي شخصيت اجتماعي همسر و فرزندان متاثر از فاعليت اوست لذا سعادت و شقاوت خانواده منسوب به اوست .
علاوه بر روايت ذكر شده كه در قسمت هاي قبل به آنها اشاره كرديم ، رواياتي موجود است كه بر آرايش و پيرايش بانو تاكيد مي كند .
اين دسته از روايات شامل متون متعددي است كه از سويي ، تبرج و تزيين در برابر نامحرمان را نفي و از سوي ديگر بر نظافت ، پاكيزگي ، پيرايش و آرايش بانو در منزل اشاره دارد كه دقت و توجه خانم به اين مسئله در عين رعايت اعتدال و دوري از اسراف
و تبذير بسيار مورد ترغيب شريعت است كه اين امر را بايد به دليل تاثير بسيار زياد اين گونه ملاحظات در ايجاد تعادل روحي ، معنوي و عاطفي خانواده است . از جمله فوايد اين توصيه اسلامي بايد گفت : در درجه اول رعايت آراستگي و پيراستگي زن به عنوان يك وظيفه درست در راستاي ميل طبيعي زن به آرايش و پيرايش و خودآرايي و دلبري اوست كه شريعت در صدد تعديل و شكل بخشيدن صحيح به آن تمايل طبيعي زن بر آمده است . سود بعدي اين توصيه ها در اين است كه وقتي نهايت آرايش و پيرايش زوجين براي يكديگر صورت پذيرد ،علاوه بر ايجاد روابط نيكوي اخلاقي ،رواني و ازدياد عواطف قلبي ، موجب اطمينان زوجين نسبت به يكديگر مي شود و اينكه هر دو به اين باور مي رسند كه تمامي علاقه خويش را فقط در راه رضايت يكديگر بكار گيرند.
اينجاست كه نه زن به مرد ديگري غير از شوهر خويش نظر خواهد داشت و نه مرد نسبت به زن ديگري مي انديشد و امنيت رواني كه از اين مسئله حاصل مي شود همه ابعاد زندگي مرد و زن را پوشش مي دهد . سوء ظن و عدم اطمينان در روابط خانواده محو مي گردد و پايه هاي نظام خانواده بر اساس حسن روابط و اعتماد و سلامت استوار مي گردد. نقطه مثبت بعدي كه اهميت بيشتري نسبت به ساير موارد دارد نقش زن در تامين امنيت اجتماعي و سلامت روان جامعه است . اگر توجه زن به وظايف اصلي خويش در محور خانواده نباشد ، جايگاه خويش را به عنصري نامطلوب مي دهد كه نه تنها خود از آزادي و امنيت برخورداريست بلكه جامعه را به سوي ناامني مي كشاند ، نه خود از باطن راضي است ، نه رضايتمندي خانواده را درك مي كند ، نه جامعه جايگاه ارزشي و انساني مناسبي براي او قائل است . او عامل تبرج جاهليت مدرن مي شود ، و از اوج عزت بندگي حق و كرامت انساني و لذت زوجيت شايسته سقوط نموده و به نام آزادي كاذب تن به اسارتي ننگين مي دهد كه نه تنها بنياد خانواده را به باد فنا مي دهد بلكه عاملي مي شود براي بازارگرمي شبكه هاي بين المللي قاچاق زنان . اين مصيبت ، جبران ناپذير است .