ابراز علاقه دختر كلينتون به اسلام پيام تسليت حاج آقا محمديان 18/12/88 تقدیم به راهیان نور17/12/88 هدیه به راهیان نور 17/12/88 اردوی راهیان نور 17/12/88 نمایش ونقد فیلم فتنه11/12/88 مراسم تقدیر از دو همکار دانشگاه 11/12/88 برگزاری پانزدهمین نشست هم اندیشی اساتید درآمل 14/12/88 مراسم سوگواری شهادت امام حسن عسکری علیه السلام 2/12/88

فلسفه عزاداري براي اهل بيت عليهم السلام


بسم الله الرحمن الرحيم

 

فلسفه عزاداري براي  اهل بيت عليهم السلام

 

 

اثر: حجت الاسلام والمسلمین گرایلی

 

روزمره گي كه نشيب زندگي است همانطور كه ممكن است در مسير رشد و تعالي شخص در زندگي  رخ دهد ممكن است در فهم ديني او حاصل شود و يا رفتارهاي ديني او را تحت تأثير قرار دهد، اسلام براي اينكه فرهنگ ديني دچار روزمره گي نشود ماه مبارك رمضان را قرار داد كه به تراكم معنويات است حتي نفسهاي مومنين عبادت است همانطور كه در خطبه ي شعبانيه پامبر اكرم (ص) فرمود: " اقاسكم فيه تسبيح "(1) يعني نفسهاي شما مانند تسبيح گفتن عبادت است فضاي معنوي حاصل و جو قرآني و ديني حركت آفرين است و پالايش شخصي و اجتماعي را به همراه دارد، در مكتب اهل بيت (ع) محرم نيز اينگونه است و نقش اساسي در تجديد حيات معنوي و ديني جامعه تشيع دارد، در روايات از امام صادق (ع) آمده است: " نفس المهموم لظلمنا تسبيح" (2)يعني آه اندوهگين براي ستمي كه بر ما رفته است مانند تسبيح گفتن عبادت است.

هر ساله با برپايي مجالس عزا در محرم حال و هواي معنوي جامعه را فرا مي گيرد،خيلي از كساني كه اهل توجه به معنويات نيستند هم همراه با اين مجالس و هيأتهاي سينه زني و عزاداري د رمساجد و تكايا و حسينيه ها جمع مي شوند، وعاظ و علماء دين در اين ايام همراه با بيان اهداف امام و فلسفه ي قيام او موفق به بيان معارف دين و امر به معروف ونهي از منكر مي شوند.

از مرحوم فلسفي نقل مي كنند كه قبل از انقلاب در يكي از شهرستانهايي كه شيعه و سني در كنار هم زندگي مي كنند سخنراني داشتم، ديدم بر اثر نبود مجالس موعظه و امربه معروف و نهي از منكر در آن شهرستان فحشاء و منكرات زيادند، روزي علماي اهل سنت به ديدن من آمدند آنها را مورد عتاب و سرزنش قرار دادم كه چرا مجلس موعظه نداريد و امر به معروف و نهي از منكر نمي كنيد؟ پس از سخنانم يكي برخاست و گفت: خداوند( تعالي) سايه امام حسين (ع) رااز سر شما علماء شيعه كم نكند، ما چون حسن (ع) را نداريم و مجلس روضه نداريم مردم اطراف ما جمع نمي شوند. امام حسين (ع) يك محبوبيتي به شما علمالي شيعه داده است كه تا نام او را مي بريد و صحبت روضه او مي شود و همه اقشار گرد شما جمع مي شوند و شما در زير سايه ي خيمه عزاداري او هم اخلاق مي گوييد و هم معارف و احكام و شيعيان به بركت عزاداري امام حسين (ع) تربيت مي شوند. اين رمز موفقيت شما روحانيت شيعه است، من گفتم: راز موفقيت و محبوبيت روحانيتشيعه را خوب فهميدي. (3).

بنابراين پس يكي از فلسفه ما  بركاتي كه عزاداري امام حسين (ع) و ديگر ائمه (ع) به همراه دارد فرصتي كه براي تجديد معنويت و شناخت معارف و احكام ايجاد مي كند و جو معنوي و احساس ديني به وجود مي آورد.

علاوه بر فضاي معنوي حاصل ازعزاداري و ايام سوگواري و بستر سازي براي انجام امر به معروفو نهي از منكر و بيان معارف ديني نكته ي ديگري كه حائز اهميت است درست گرفتن از نهضت امام حسين (ع) و عبرت آموزي از تاريخ آن است.

آيت الله شهيد مطهري: » فلسفه عزاداري امام حسين (ع) كه به توصيه ائمه اطهار (ع) بايد تجديد شود آموزندگي آن است. روز عاشورا روز تجديد حيات ما است. در اين روز مي خواهيم در كوثر حسين (ع) شست و شو كنيم، از نو مبادي اسلام را بياموزيم، روح اسلام را از نو به خود تزريق كنيم، نمي خواهيم كه حسّ امر به معروف و نهي از منكر، احساس شهادت،جهاد و فداكاري درراه حق در مافراموش شود، روح فداكاري در مابميرد.(4)

فرق درس و عبرت دراين است كه در درس نقطه هاي افتخار آفرين عاشورا ، محرم و الگوقرار مي گيرد. مثل فداكاري و شجاعت و اما در عبرت تنها به او اوج يا نگاه نمي كنيم بلكه به حضيضها، عوامل زمينه ساز اين حادثه، شيوه ها و روش هاي دشمن، راز و رمز پيروزي و شكست در اين امتحان بزرگ مورد بررسي قرار مي گيرد(5). عبرت اين است كه با بررسي زمينه هاي حادثه عاشورا علل سوط جامعه ديني آن عصر را درك كنيم كه چه شده كه اندكي بعد ازارتحال پيامبر (ص) فرزندش اينگونه به شهادت رسيده است،و به تعبيرمقام معظم رهبري: به عبرت اين است كه چه كنيم كه جامعه ما آنگونه شود.(6)

آيت الله مصباح يزدي: از آنجا كه معتقديم حادثه عاشورا حادثه ي عظيمي در تاريخ بوده است و نقش تعيين كننده ي در سعادت مسلمانان و روشن شدن راه هدايت داشته است اين حادثه در نظر ما ارزشمند است لذا بزرگداشت و بازسازي اين حادثه و به خاطر آوردن آن موجب مي شود تا بتوانيم از بركات آن در جامعه امروز نيز استفاده كنيم. (7)

ممكن است گفتهشود كه درس گرفتن و عبرت آموزي نيازي به عزاداري و بر سرو سينه زدن ندارد بلكه مي توان با سخنراني ها و همايش ها به آنها پرداخت و به بحث و گفتگو اكتفا كرد، ولي در جواب بايد گفت كه در انسان دو نيروي عقل و احساس به وديعه گذاشته شد كه كار انديشه . انگيزه را به دنبال دارند، با عقل انسان شناخت پيدا مي كند و با  احساسي تحريك به انجام كار مي شود و به تعبير ديگر عقل نقش جزم را به عهدا دارد و احساسي نقش عزم را. (8) لكن همه بشر حكيم و فرزانه نيستند، بلكه بيشتر مردم رفتارشان بر اساس انگيزه است نه انديشه در قرآن كريم درباره ي قوم فرعون مي فرمايد " فلّما جاء تهم آياتنا مبهرته قالوا هذا سحر مبين و جحدوبها و استيقتها انفسهم ظلما و علوا فانظر كيف كان عاقبته المغرين". چون آيات و معجزات ما را به آنها ارائه داد گفتند كه اين معجزه بزرگ تو سحر بودنش روشن و آشكار است، و با آنكه پيش نفس خود به يقين دانستند (معجزه ي خداست) باز از كبر و نخوت و ستمگري انكار آن كردند، بنگر تا عاقبت آن مردم ستمكار فاسد به كجا انجاميد؟. (9)

انگيزه دربيشترمردم نقش اساسي دارد و در انديشمندان و فرزانگان نقش درخور، توجه اينجاست كه متوليان فرهنگي براي تغذيه هر دو بايد تلاش كنند، قرآن اين امر را مورد توجه قرار داد، از طرفي پيامبر را فرستاد تا كتاب و و حكمت را تعليم كند و مردم را تذكيه كند(10).و از طرفي چون جامعه ي متعالي و رشيد مي خواهد تا در بستر آن انسانهاي متكامل پا به عرصه بگذارند. انسانهاي صالح را محبوب مي كند تا سخنان آنان نافذ و مؤثر باشد، «ان الذين آمنوا و عملو الصالحات سيجعل لهم الرحمن و دا»، آنان كه به خدا ايمان آوردند و نيكوكار شدند خداي رحمان آنها را در نظر( خلق و حق ) محبوب مي گرداند.(11) و آنگاه آنها را مأمور به امر به معروف و نهي از منكر مي كند. و اگر محبوب دستوري دهدتأثير گذار است و به تعبير امام صادق (ع) : « ان المحب لن يحب مطيع » يعني دوستدار ( براي آن دوستي ك دارد) مطيع دوست است (12)، خداوند متعال وقتي اهل بيت (ع) را نقش وي‍ه اي داد و آنها را ائمه قرار داد محبت آنها را در دلها كاشت، زيرا بالاترين مصداق كريمه ي مذكور آنها هستند.(13)، و در عالم تشريغ محبت آنها را اجر رسالت قرار داده و فرمود: « قل لا ايألكم عليه اجرا الا المودته في القربي» ( اي رسول به امت ) بگو : من از شما اجر  رسالت جز اين نخواهم كه مودت و  محبت مرا در حق خويشاوندانت منظورداريد (14) و » نا سألتكم من اجر فهو لكم«، باز اي رسول بگو: آنچه من از شما مزد رسالت خواستم آنها براي شما باشد (يعني هرگز مزدي از شما نخواسته و نمي خواهم) (15). اگر منظور فقط دوست داشتني اهل بيت (ع) براي پيامبر بود نه مردم، پس اين دوستي راهي براي نفوذ امرشان، و ولايتشان بر دلها راهي براي ولايتشان بر ديار بوده است، پس اگر مراسم عزاداري براي اهل بيت نيز مطرح مي شود براي مديريت احساسات و عواطف امّت اسلامي است براي داشتني جامعه ي سالم و متعالي.

آيت الله مصباح يزدي: انسان ها فقط به شناخت مجهز نيستند، علاوه بر شناخت نيروي ديگريبه نام انگيزه و هيجانات وجود دارد كه عامل آن احساسات و عواطف است اين عوامل نيز بايد تقويت شوندتا نقش خود را ايفا كنند، برنامه هاي عزاداري ازجمله اين عوامل است. (16)

سؤال ديگري كه ممكن است كه مطرح شود اين است در زيارت عاشورا بر وي از امام باقر عليه السلام وارد شده: الهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد (17). يعني خدايا اول ستمگري كه برپيامبر و آل او ستم روا داشت لعنت كن، و يا اينكه دستور داده شده كه بعد از نوشيدن آب قاتليني امام حسين (ع) را لعنت كند(18)، سرّ و حكمت اين لعن چيست:

ايت الله مصباح : همانطور كه سرشت انسان فقط از شناخت ساخته نشده است، تنها از احساسات مثبت هم ساخته نشده است بلكه در انسان همانطور كه استعداد خنديدن است، استعداد گرييدن نيز هست، دشمني با دشمن سيستمي دفاعي در مقابل ضررها و خطرها ايجاد مي كند و لذا در قرآن فرمود كهشيطان دشمن شماست و شما نيز او را به دشمني بگيريد (19)، پس در كنار ستم، لعن و در كنار تولي تبرعي و اظهار دشمني نسبت به دشمنات اسلام نيز بايد باشد كه اگر اينگونهشويم حسيني هستم(20).

حاصل سخن آنكه بزرگداشت مراسم سيدالشهدا و ديگر امامان بازسازي حيات آنهاست تا از آن به نحو احسن بهره بگيريم.

علامه ي جعفري : « گكريهو ناله بر حسين (ع) جنبه ي عاطفي معمول ندارد كه مورد تحقيق مافوق عاطفه و احساسات قرار بگيرد، زيرا روشتن است كه خاك تيره گور آن، هم با گذشت سيزده قرن و اندي عاطفه طبيعي و گريه هايي را كه از احساسات طبيعي فوران مي كند خاموش مي كند، چنانچكه در مرگ پدران و فرزندان خود مي بينيم، بلكه اين گريه ايست به حال حق و عدالت كه دستخوش هواي نفس يزيد نابكار و پيروانش گشته است بگذاريد  دفاع انسان ها از حق و عدالتدرصورت اشك متحول آور از اعماق جانشان برآيد تا آشكار شود  كه حق و عدالت از اعماق جان ها سرچشمه مي گيرد نه از رسوم و قراردادهاي اعتباري و صوري و زودگذر(21)

اينجاست كه عزاداري براي اهل بيت مورد توجه امامان معصوم و شاگردان آنها بوده است اين بركات كه جامعه از آن بهره مي برد، و تغذيه مي شود و با اشكهاي آن شستشو داده مي شود، و با اقتدا به امامان و به وي‍ه امام حسين (ع) حركت رو به جلو خود را ادامه مي دهد. موجب حيات و زندگي و بالندگي جامعه است.

امام را حل در وصيت نامه ي معروف خود لازم ديد كه مساله ي مهم عزاداري براي  آل البيت (ع) مطرح مي كنند و مي نويسند:

... و با كمال جد و عجز از ملتهاي مسلمان مي خواهم كه از ائمه اطهار و فرهنگ سياسي، اجتماعي، اقتصادي، نظامي اين بزرگ راهنمايان عام بشريت به طور شايسته و به جان و دل و جان فشاني و نثار عزيزان پيروي كنند... و از آن جمله، مراسم عزاداري ائمه اطهارو به وي‍ه سيد مظلومان و سرور شهيدان حضرت ابي عبدالله الحسين- صلوات وافر الهي و انبياء و ملائكه الله و صلحاء بر روح بزرگ حماسي او باد هيچگاه غفلت نكنند و بدانند آنچه دستور ائمه عليهم السلام- براي بزرگداشت اين حماسه تاريخي اسلام است و آنچه لعن و نفرين بر ستمگران آل بيت است تمام فرياد قهرمانانْ ملتهاست و بر سردمداران ستم پيشه درطول تاريخ الي الابد. و مي دانيد كه لعن و نفرين و فرياد از بيداد بني اميه- لعنته الله عليهم- با آنكه آنان نقرض و به جهنم رهسپار شده اند فرياد بر سر ستمگران جهان و زنده نگه داشتن اين فرياد ستم شكن است و لازم است در نوحه ها و اشعار مرثيه و اشعار ثناي از ائمه عليهم السلام- به طور كوبنده فجايع و ستمگري هاي ستمگران هر عصر و مصر يادآور مي شود و دراين عصر كه عصر مظلوميت جهان اسلام به دست آمريكا و شوروي و ساير وابستگان به ْآنان و از آن جمله آل سعود، اين خائنين به حرم بزرگ الهي لعنت الله و ملائكته و رسله عليهم- است به طور كوبنده يادآوري و لعن و نفرين شود وهمه بايد بدانيم كه آنچه موجب وحت بين مسلمين است اين مراسم سياسي است كه حافظ مليت مسلمين و به ويژه شيعيان ائمه اثني عشر- عليهم الله و سلم- است(22).

 منابع:

1. شيخ حر عاملي، وسايل الشيعته ج 10 ص 213 ج آل البيت (ع)

2. علامه مجلسي، بحار الانوار ج 2 ص 64

3. راهيان نور، محرم 1421 ص 49، دفتر تبليغات اسلامي.

4. آيت الله  شهيد مطهري، حماسه حسيني (ع) ج 2 ص 221: انتشارات صدرا.

5. آيت الله سيد احمد خاتمي، عبرتهاي عاشورا، ص 16 و 17.

6. پيشين، ص 172، تاريخ سخنراني: 18/2/77 .

7. آيت الله مصبلاح يزدي، آذرخش از آسمان كربلا، ص 15.

8. آيت الله جوادي آملي، انتظاربشر از دين، ص 61، مركز نشر اسراء، چاپ اول، اسفند 1380 ه.ش.

9. نمل / 13 و 14 .

10. جمعه/ 2

11.مريم/ 96 .

12. شيخ حر عاملي، وسايل الشيعته ج 15 ص 308، ج آل بيت (ع)

13. از طريق شيعه و سني در اسباب نزول وارد شده است كه آيه در مورد علي (ع) نازل شده است، علامه طباطبايي، الميزان ج 14 ص 121 ج اسلاميه، نوبت 4، پاييز1362

14. شوروي / 23 .

15. سبا/ 47.

16. آيت الله مصباح، پيشين ص 26.

17. علامه مجلسي، بحار الانوار ج 98 ص 295.

18. پيشين، ج 44 ص 303.

19. فاطر/ 16.

20. آيت الله مصباح، پيشين، ص 29.

21. علامه محمدتقي جعفري، شرح مثنوي ج 13 ص 13 ص 313، انتشارات اسلامي

22. وصيت نامه ي امام ، ص 5 و 6، ج سوم، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 23 خرداد 68 صحيفه نور ج 21 صفحه 399 و 400 .