برگزاری کارگاه توانمند سازی اعضای طرح حکمت دانشجویان دانشگاه مازندران با حضور مدیر امور مبلغان نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری دانشگاه ها برگزاری جلسه ستاد اقامه نماز دانشگاه مازندران در آغازین روزهای سال 1397 حضور و سخنرانی رهبر معظم انقلاب در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی در آغاز سال ۱۳۹۷ پیام نوروزی رهبر معظم انقلاب اسلامی به مناسبت آغاز سال ۱۳۹۷ برگزاری مراسم فاطمیه در دانشگاه مازندران به همراه ویژه برنامه «مهمان مادر» مراسم وداع با شهید گمنام بیانیه 22 بهمن:بیانیه هیات رییسه دانشگاه مازندران به مناسبت فرارسیدن یوم الله 22 بهمن به منظور هم افزایی و هماهنگی فیما بین دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی با موسسه تحقیقاتی وزارت دفاع:نشست هماهنگی دفتر نمایندگی وزارت دفاع با مرکز هم اندیشی اساتید و نخبگان دانشگاه مازندران کارگاه دانش افزایی اساتید با موضوع نوگرایی دینی در اندیشه امام خمینی(ره) در دانشگاه مازندران حجت الاسلام رحیمیان در پنجمین نشست مدیران گروه های آموزشی وروسای دانشکده های دانشگاه مازندران: نقش ما در تربیت نیروهایی که صلاحیت اداره کشور را داشته باشند بسیار حایز اهمیت است

خداوند به همه‌ی کارهای خوب پاداش می‌دهد

خداوند به همه‌ی کارهای خوب پاداش می‌دهد

پاداش کار خوب


یکی بود، یکی‌ نبود. در زمان حضرت پیغمبر(ص)، در یک روز گرم تابستانی، مردی از صحرایی رد می‌شد. آفتاب به همه‌جا می‌تابید و زمین داغ داغ بود. مرد از تشنگی، به سختی راه می‌رفت. ناگهان چشمش به سگی افتاد که روی زمین دراز کشیده بود. سگ از شدت تشنگی، در حال مرگ بود. مرد به فکر چاره افتاد؛ آنقدر گشت تا چاهی پیدا کرد. اما چاه خیلی گود بود. مرد، کلاه خود را از سر برداشت. پارچه‌ای را هم که به سرش بسته بود، رشته رشته کرد. سپس آن را به صورت طناب درآورد. طناب را به کلاه بست و با آن، از چاه آب کشید. سگ آب را نوشید و از مرگ نجات پیدا کرد.

کسانی که به خدمت پیغمبر (ص) می‌رفتند، این داستان را برای ایشان تعریف کردند. حضرت محمد (ص) فرمود: «کار این مرد در نظر خداوند خیلی بزرگ است. برای همین، اگر گناهی هم از او سر زده باشد، تمام آنرا می‌بخشد.»

کسانی که این سخنان را شنیدند، با خود گفتند: «وقتی در نظر خداوند، محبت کردن به سگی پاداش دارد، محبت و نیکی به مردم چه قدر پاداش خواهد داشت؟»

 

                                                                                                                                 داستانی از بوستان سعدی