دعوت هیات رئیسه دانشگاه مازندران از دانشگاهیان جهت حضور باشکوه در راهپیمایی روز جهانی قدس نامه جمعي از اعضاي هيات علمي و كاركنان دانشگاه مازندران به بان كي مون بیانیه دانشگاه مازندران محكوميت حملات ددمنشانه رژيم صهيونيستي به مردم بي دفاع غزه اعلام آمادگی شورای فرهنگی دانشگاه مازندران برای دریافت دیدگاه ها و نظرات صاحبان قلم و اندیشه در جهت اجرایی کردن منویات رهبرمعظم انقلاب اسلامی اشعاری که در محضر رهبر انقلاب قرائت شد مقام معظم رهبری در دیدار اساتید دانشگاه‎ها:دانشگاه را مرکز جولان سیاسی و فعالیت جناح‌های سیاسی قرار ندهید/دانشگاه باید در اختیار کسانی باشد که عاشق پیشرفت علمی هستند نه کسانی که پیشرفت را به هیچ می‌انگارند برگزاری کارگاه آموزشی سبک زندگی موفق ویژه زوجهای دانشجویی دانشگاه مازندران اطلاعیه برگزاری ضیافت اندیشه اساتید در مشهد مقدس زمان ونحوه ثبت نام وحضور در ضیافت اندیشه دانشجویی ویژه فعالین تشکل های دانشجویی

'گزیده احادیث قدسی


اشاره: اگر پنجره هاي آسمان به روي آدميان بسته شود و نفحات لطيف رحماني، جان مردمان را ننوازد ،دل هاشان مي پژمرد ، انديشه هايشان پر مي ريزدو چشمه هاي عاطفه شان مي خشكد . رحمت خداوند همواره چونان آبشاري سرشار ، « از اوج آسمان » برسر و جان جهانيان فرو مي ريزد .تا عطر معنوي شان ، مشام جان را صفا دهد و منظر دلربايشان، نزهت آفريند.

 

آري ، باران رحمت ، پيوسته « از اوج آسمان » برما خاكيان فرو مي بارد و نور معرفت ، از جهان برين به خاكستان پايين مي تابد ، اما نهادن جان در مسير اين نسيم و گرفتن آيينه قلب در برابر تابش نور ، برخود ماست .

  

                      تو دو ديده فرو بندي و گويي :« روز روشن كو؟»

                      زند خورشيد برچشمت كه « اينك من!تو در بگشا .»

 

« احاديث قدسي » ، از نفحات لطيف الهي اند كه دل ها را صفا مي بخشد و حكمت هاي نابي هستند كه انديشه هارا صيقل مي دهند و مفاهيم ژرفي اند كه فرزانگي مي آفرينند .

 

در احاديث قدسي ، حلاوتي سرمست كننده و شوري شعور آفرين نهفته است و خوف و رجاء ، خشيت و رحمت ، شور و شعور ، حماسه و عرفان ، زهد وتلاش ، حكمت و حيرت و صلابت و رافت ، در هم آميخته اند .

 

هنگم تدبر در اين احاديث گاهي اشك شوق ، ديدگان را فرا مي گيرد و گاه ديگر ، خوف و خشيت ، دل را مي لرزاند،زماني چنان رشته هاي علاقه به دنيا در دل ، از هم مي گسلد كه تاب ماندن در بين مردمان و خدمت به خلق  ، وي را چنان رهبري هدف مند،دليري مي بخشد ! اين « حكمت هاي قدسي » گاهي حيرت و شيدايي  مي آفرينند و وقت ديگر ، فرهنگ و فرزانگي مي افزايند .

 

 

سيمايي كه « احاديث قدسي » براي انسان كامل و يا كمالجو مي نمايانند ، سيمايي است داراي ابعاد گوناگون : انساني بر فراز قله هاي رفيع كمال ، عارف ، عابد ، عالم ،عامل ، زاهد ، مجاهد ، پارسا ، دلير ، عاشق ، خائف ، خاشع ، حكيم ، فرزانه ، داراي قلبي لطيف چون شبنم ، و سينه اي ستبر به سان صخره هاي سترگ .

 

شايد اين پرسش ، پيشتر برايتان مطرح بوده است و يا اكنون كه اين مطالب را در باب ارجمندي احاديث قدسي مي شنويد ، در ذهنتان پديد آيد كه : چرا احاديث قدسي با اين همه منزلت ، تاكنون ناشناخته مانده اند ، در گفتارها و نوشتارها كمتر از آنها بهره مي جويند و در جامعه ، به ندرت مورد تفسير و تحقيق و استفاده قرار مي گيرد ؟

 

اين پرسش ، تامل ها و پاسخ هايي را مي طلبد ، كه در اينجا تنها به يكي از آنها اكتفا مي شود :

احاديث قدسي – كه سخنان خداوند است با اولياي خود – به خاطر ويژگي هاشان و مخاطبان خاصشان ، براي هر كسي قابل فهم و تحمل نيستند و نياز به آمادگي و زمينه پيشين دارند ، هم براي شنونده و خواننده و هم براي گوينده و نويسنده ، بر خلاف پاره اي از احاديث غير قدسي ، كه مخاطبان آنها ، عموم مردم بودن اند .

 

 

اين پاسخ ، ضمنا تذكار اين وظيفه ماست كه استعداد استفاده از آنها را در خود پرورش دهيم و در مطالعات و تحقيقات و گفتارها و نوشتارها ي خود به سراغ آنها برويم ، تا ذائقه جانمان و جامعه مان – به تدريج – با شهد حياتبخش اين گوهر هاي ناب آشناتر گردد .

 

1- بانگ رحيل

اي فرزند آدم !

- « توشه » را افزون كن ، كه « راه » {آخرت و رسيدن به سعادت } ، دور است ، دور !

- و « كشتي» را تعمير كن ، كه « دريا » عميق است ، عميق !

- و « بار » { هاي بيهوده را } فرو گذار

- و خود را سبكبار كن كه «صراط » ، باريك و دقيق است ، دقيق !

- و « عمل » خود را پيراسته  كن ، كه « حسابرس» بينا است ، بينا !

- و خفتن خويش را به تاخير انداز و آنرا براي درون قبر بگذار !

- و فخر كردنت را براي هنگامه برپايي « ميزان » { در قيامت } بگذار .

- و خواهش هاي دلت را براي بهشت واگذار .

- و آسودگي ات را براي جهان آخرت بگذار .

- و لذت جويي ات را براي { زيستن در كنار } پاكان بهشتي وا گذار .

- و براي من باش تا من – نيز – براي تو باشم .

- و با سبك شمردن دنيا ، به من نزديك شو و تقرب بجوي .

- و با دشمن داشتن بدكاران و – نيز – دوستي با نيكان ، خويشتن را از آتش ، دور بدار .

- پس { بدان كه } خداوند ، پاداش نيكو كاران را تباه نمي كند .

 

 

2- غفلت چرا ؟!

اي فرزند آدم !

- اگر خداوند روزي رسان توست ، پريشاني و كوشش بسيار { و حرص بر دنيا } چرا ؟!

- اگر آفرينش همه چيزها به راستي از من است ، بخل ورزيدن چرا ؟!

- اگر شيطان ، دشمن من { و تو} ست ، غفلت چرا ؟!

- اگر حسابرسي و عبور از صراط ، حق است ، مال پرستي چرا ؟!

- اگر كيفر خداوند ، حق است ، گناه كردن چرا ؟!

- اگر پاداش بهشتي حق است ، سستي چرا ؟!

- اگر همه چيز جهان به قضا و قدر من است ، بي تابي چرا ؟!

- حسرتناك آنچه از دست مي دهيد نباشيد و – نيز – براي آنچه به شمايان مي دهم شادماني نكنيد { و مغرور نشويد }. 

 

 

 

3-  بيهودتان نيافريده ام !

اي فرزند آدم !

- من شمايان را بيهوده نيافريده ام !

- و به حال خود رهايتان نكرده ام .

- و از آنچه مي كنيد غافل نيستم .

- و شمايان به آنچه {از رحمت و نعمت } نزد من است نمي رسيد ، مگر با شكيبايي بر ناگواري ها در راه طلب رضاي من.

- و شكيبايي بر طاعت من برايتان آسانتر است از تحمل سوزندگي آتش دوزخ .

- و ناگواري هاي اين جهان بر شمايان آسانتر است از عذاب جهان ديگر .

 

 

4- به من پناه آوريد !

اي فرزند آدم !

- همه تان گمراهيد ، مگر آنكه من هدايتش كنم .

- همه تان بيماريد ، مگر آنكه من شفايش دهم .

- همه تان بينواييد ، مگرآنكه  من بي نيازش كنم .

- همه تان هلاكيد ، مگر آنكه من نجاتش دهم .

- همه تان بد كاريد ، مگر آنكه من صيانتش كنم و از تباه كاري بازش دارم .

- پس { اكنون كه بي عنايت من راه به جايي نمي بريد } به سوي من باز آييد { و به د‍ژ استوارم پناه آوريد } تا با شما مهرباني كنم .

- و پرده هاي { عفت وعصمت } خويش را نزد كسي كه اسرارتان بر او پوشيده نيست ،‌ندريد .

 

 

5- تمثيل هاي عبرت آموز

اي فرزند آدم !

- كردار بي دانش و بصيرت ، چونان « رعد بي باران » است .

- و دانش بدون عمل ، به سان « درخت بي ثمر » است .

- و دانش بدون زهد و خشيت ، همچون « ارث بي زكات و غذاي بي نمك و كشت وكار بر سنگ صاف » است .

- و دانش نزد احمق ، مانند « ياقوت نزد چهار پايان » است .

- و دل هاي سخت شده مانند « سنگ فرو رفته در آب » است ، كه موعظه در دل هاي سخت اثر نمي بخشد .

- و موعظه نزد كسي كه به آن رغبت ندارد ، چونان « ساز و آهنگ نزد مردگان » است .

- و نماز بدون زكات مال ، همسان « بدن بدون روح » است .

- و عمل و كردار بدون توبه ، چونان « ساختمان بي پايه و اساس » است .

- ايا مردمان از مكر و تدبير خداوند ، غفلت ورزيده اند و خود را از آن در امان پنداشته اند ؟! هيچكس خويشتن را از تدبير و كيفر خداوند در امان نمي بيند ، مگر مردمان زيانكار .

 

 

6- طالبان بهشت كجايند ؟

اي فرزند آدم !

- اگر چنين است كه پادشاهان بي جرم « ستمگري » خود دوزخي مي شوند .

- و عربان ، به سبب « تعصب ورزي » و نژاد پرستي ،

- و عالمان با « حسد ورزي » ،

- و فقيران با « دروغگويي » ،

- و تاجران با « خيانت ورزي » ،

- و كشاورزان به سبب « جهالت » و دانش نطلبيدن ،

- و عابدان با « ريا ورزيدن در عبادت » ،

- و ثروتمندان با « تكبر » ،

- و خوانندگان كتابهاي آسماني ، با « غفلت » { و عدم ژرف نگري در معاني آنچه مي خوانند } ،

- و رنگ رزان ، با « تقلب در كارشان » ،

- و زكات نادهندگان ، به سبب « ندادن زكات مالشان » ،

- { اگر اينان به سبب اين امور دوزخي مي شوند } پس ، طالبان بهشت ، كجايند { و به بهشت روندگان ، كيانند } ؟ !

 

 

 

7- امداد الهي در مسير پارسايي

اي فرزند آدم !

- اگر ديدگانت ، براي نگاه به آنچه بر تو حرام كرده ام ، با تو ستيز كرد { و خواست به نگاه حرامت وا دارد }، من با دو پوشش { پلك هاي چشم } تو را ياري كرده ام ، پس ، چشم فرو بند !

- واگر زبانت براي واداري ات به گفتن آنچه بر تو حرام كرده ام ، با تو ستيز كرد ، من با دو پوشش { لبها } تو را مدد كرده ام ، پس ، دهان فرو بند و سخن مگو !

 

 

 

 

8- گواهان آدميان

اي فرزند آدم !

- فرشتگانم { كه ماموران منند }، شب و روز در پي تو اند و مراقب اعمال تو ، تا آنچه را مي گويي و انجام مي دهي ، چه كم و چه زياد ،بنويسند .

- و آسمان_نيز _ آنچه از تو ببيند ، شهادت مي دهد .

- و زمين _ هم _ به آنچه بر آن انجام مي دهي گواهي مي دهد .

- و خورشيد و ماه و ستارگان _ نيز _ به گفتار و كردارت گواهند .

- و من _ خود _ از انديشه هاي پنهاني قلبت آگاهم .

- پس خودت _ نيز _ از خويشتن غافل مباش ،

- زيرا مرگ { در پيش است } و گرفتاري فراوان در انتظار تو است { و به توشه بسيار نيازمندي }.

- و هنگامه كوچ تو نزديك است .

- و آنچه را از پيش فرستادي ، چه نيك و چه بد ، بي كم وكاست آماده است .

- و فردا محصول اعمال خود را در مي يابي .

 

 

9-رياضت و معرفت

اي فرزند آدم ؟!

- پارسا باش و از حرا م ها دوري گزين ، تا مرا بشناسي و به من معرفت يابي .

- و گرسنگي بكش { و از پر خوري بپرهيز } تا مرا ببيني  { و به معرفت شهودي برسي } .

- و مرا عبادت كن تا مرا بيابي .

- و تنهايي گزين { و از در آميختن فراوان با مردمان بپرهيز } تا به من برسي .

 

 

 

 

10- « انسان » ، خدا گونه اي بي همتا

اي فرزند آدم ؟!

- من آن بي نيازم كه هرگز فقير نشود ، فرمان مرا بشنو و آن را در كار كن ، تا چنان بي نيازت كنم كه فقير نشوي .

- ... من آن زنده ام كه هرگز نمي ميرد ، فرمان مرا بشنو و آن را در كار كن ، تا چنان زنده ات بدارم كه هرگز نميري.

- من { هر گاه به پديد آمدن چيزي اراده كنم } به هر چه بگويم « ايجاد شو !» بي درنگ ايجاد مي شود ، فرمان مرا بشنو وآن را در كار كن { تا نيرويي دهمت كه } به هرچه بگويي «‌ايجاد شو !» ايجاد گردد!

 

 

11- اوصاف ستوده

اي فرزندان آدم ؟!

- آيا واجبات مرا همانگونه كه فرمانتان داده ام ، انجام داديد ؟

- و آيا در مال و جانهاتان با بينوايان به برابري رفتار كرديد ؟

- و آيا به كسي كه به شما بد كرد ، نيكي كرديد ؟

- و آيا كسي را كه { از سر ناداني } به شما جفا كرد ، بخشيديد ؟

- و آيا با كسي كه { از سر غفلت و جهل } از شما پيوند بريد ، پيوستيد ؟

- و آيا با كسي كه با شما خيانت كرد ، به انصاف رفتار كرديد ؟

- و آيا با كسي كه به شما قهر ورزيد ، سخن گفتيد { و با او از در آشتي در آمديد } ؟

- و آيا فرزندانتان را { به نيكي } ادب كرديد ؟

- و آيا از عالمان { راستين }درباره مسائل دين و دنياتان پرسيديد؟

- پس { آگاه باشيد كه} من به صورت ها و خوبي هاي ظاهري تان نمي نگرم ، بلكه به دل ها و كردارتان مي نگرم ، و به اين اوصاف ستوده از شما خشنود مي شوم .

 

 

 

 

12- نا همگوني درون و برون

اي فرزند آدم !

- چقدر « الله ! الله !» مي گويي ، در حالي كه قلبت غير الله است !

- و زبانت « الله » مي گويد ، و تو از غير خدا مي ترسي و به غير خداوند اميد مي بندي ، اگر « الله » را مي شناختي ، از غير خدا واهمه نمي داشتي و عزم غير او نمي كردي .

- گناه مي كني و به توبه راستين روي نمي آوري .

- راستي كه توبه اي كه با پافشاري بر گناهان همراه معاصي باشد ، « توبه دروغگويان » است .

- و { بدان كه } پروردگارت بر بندگان ستم نمي كند  { بلكه با مومنان و صالحان ، به لطف و عنايت رفتار مي كند و توبه گران راستين را مي بخشايد و پاداش مي دهد و اما نا مومنان و نا صالحان را كيفر مي دهد و از توبه كنندگان دروغين نمي گذرد . }

 

 

 

13- ثمرات عبادت و آفات غفلت

اي فرزند آدم !

- خويشتن را براي عبادت من فارغ البال كن و خالصانه به پرستشم بپرداز تا قلبت را از بي نيازي سرشار كنم .

- و دستانت را از رزق و روزي پر كنم .

- و بدنت را در راحتي و آسايش قرار دهم .

- از ياد من غافل مشو كه اگر از ذكر من غفلت ورزي قلبت را از فقر و نياز پر كنم .

- و بدنت را به سختي و خستگي دچار سازم.

- و سينه ات را از اندوه و تشويش لبريز كنم .

- و جسمت را بيمار گردانم .

- و دنيا و زندگاني  اين جهانت را در تنگنا قرار دهم .

 

 

14- فرو افتادن پرده ها!

اي فرزند آدم !

- مرگ ، اسرارت را آشكار مي كند .

- و قيامت ، خبرهاي پنهاني ات را فاش مي سازد .

- و نامه اعمال ، پرده هايت را مي درد .

- پس ، اگر گناه كوچكي كردي به كوچكي گناهت منگر ، بلكه به { بزرگي } كسي بنگر كه عصيانش كرده اي !