مراسم سوگواری شب پنجم محرم الحرام 1436 دانشگاه مازندران سلسله جلسات سبک زندگی برگزاری کرسی آزاد اندیشی با موضوع تسخیر لانه جاسوسی برنامه روز سوم و چهارم مراسم عزاداری سرور و سالار شهیدان حضرت اباعیدالله الحسین(ع) برنامه حضور مبلغین محترم اعزامی از قم دردهه محرم93 دانشگاه مازندران برنامه عزاداری سرور و سالار شهیدان در روز اول و دوم محرم جلسه هماهنگی با دانشجویان ضیافتی دانشگاه مازندران کرسی آزاد اندیشی با موضوع صفحات اجتماعی و فیلترینگ پيام تسليت نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها در پي ارتحال ملكوتي حضرت آيت ا... مهدوي كني

'گزیده احادیث قدسی


اشاره: اگر پنجره هاي آسمان به روي آدميان بسته شود و نفحات لطيف رحماني، جان مردمان را ننوازد ،دل هاشان مي پژمرد ، انديشه هايشان پر مي ريزدو چشمه هاي عاطفه شان مي خشكد . رحمت خداوند همواره چونان آبشاري سرشار ، « از اوج آسمان » برسر و جان جهانيان فرو مي ريزد .تا عطر معنوي شان ، مشام جان را صفا دهد و منظر دلربايشان، نزهت آفريند.

 

آري ، باران رحمت ، پيوسته « از اوج آسمان » برما خاكيان فرو مي بارد و نور معرفت ، از جهان برين به خاكستان پايين مي تابد ، اما نهادن جان در مسير اين نسيم و گرفتن آيينه قلب در برابر تابش نور ، برخود ماست .

  

                      تو دو ديده فرو بندي و گويي :« روز روشن كو؟»

                      زند خورشيد برچشمت كه « اينك من!تو در بگشا .»

 

« احاديث قدسي » ، از نفحات لطيف الهي اند كه دل ها را صفا مي بخشد و حكمت هاي نابي هستند كه انديشه هارا صيقل مي دهند و مفاهيم ژرفي اند كه فرزانگي مي آفرينند .

 

در احاديث قدسي ، حلاوتي سرمست كننده و شوري شعور آفرين نهفته است و خوف و رجاء ، خشيت و رحمت ، شور و شعور ، حماسه و عرفان ، زهد وتلاش ، حكمت و حيرت و صلابت و رافت ، در هم آميخته اند .

 

هنگم تدبر در اين احاديث گاهي اشك شوق ، ديدگان را فرا مي گيرد و گاه ديگر ، خوف و خشيت ، دل را مي لرزاند،زماني چنان رشته هاي علاقه به دنيا در دل ، از هم مي گسلد كه تاب ماندن در بين مردمان و خدمت به خلق  ، وي را چنان رهبري هدف مند،دليري مي بخشد ! اين « حكمت هاي قدسي » گاهي حيرت و شيدايي  مي آفرينند و وقت ديگر ، فرهنگ و فرزانگي مي افزايند .

 

 

سيمايي كه « احاديث قدسي » براي انسان كامل و يا كمالجو مي نمايانند ، سيمايي است داراي ابعاد گوناگون : انساني بر فراز قله هاي رفيع كمال ، عارف ، عابد ، عالم ،عامل ، زاهد ، مجاهد ، پارسا ، دلير ، عاشق ، خائف ، خاشع ، حكيم ، فرزانه ، داراي قلبي لطيف چون شبنم ، و سينه اي ستبر به سان صخره هاي سترگ .

 

شايد اين پرسش ، پيشتر برايتان مطرح بوده است و يا اكنون كه اين مطالب را در باب ارجمندي احاديث قدسي مي شنويد ، در ذهنتان پديد آيد كه : چرا احاديث قدسي با اين همه منزلت ، تاكنون ناشناخته مانده اند ، در گفتارها و نوشتارها كمتر از آنها بهره مي جويند و در جامعه ، به ندرت مورد تفسير و تحقيق و استفاده قرار مي گيرد ؟

 

اين پرسش ، تامل ها و پاسخ هايي را مي طلبد ، كه در اينجا تنها به يكي از آنها اكتفا مي شود :

احاديث قدسي – كه سخنان خداوند است با اولياي خود – به خاطر ويژگي هاشان و مخاطبان خاصشان ، براي هر كسي قابل فهم و تحمل نيستند و نياز به آمادگي و زمينه پيشين دارند ، هم براي شنونده و خواننده و هم براي گوينده و نويسنده ، بر خلاف پاره اي از احاديث غير قدسي ، كه مخاطبان آنها ، عموم مردم بودن اند .

 

 

اين پاسخ ، ضمنا تذكار اين وظيفه ماست كه استعداد استفاده از آنها را در خود پرورش دهيم و در مطالعات و تحقيقات و گفتارها و نوشتارها ي خود به سراغ آنها برويم ، تا ذائقه جانمان و جامعه مان – به تدريج – با شهد حياتبخش اين گوهر هاي ناب آشناتر گردد .

 

1- بانگ رحيل

اي فرزند آدم !

- « توشه » را افزون كن ، كه « راه » {آخرت و رسيدن به سعادت } ، دور است ، دور !

- و « كشتي» را تعمير كن ، كه « دريا » عميق است ، عميق !

- و « بار » { هاي بيهوده را } فرو گذار

- و خود را سبكبار كن كه «صراط » ، باريك و دقيق است ، دقيق !

- و « عمل » خود را پيراسته  كن ، كه « حسابرس» بينا است ، بينا !

- و خفتن خويش را به تاخير انداز و آنرا براي درون قبر بگذار !

- و فخر كردنت را براي هنگامه برپايي « ميزان » { در قيامت } بگذار .

- و خواهش هاي دلت را براي بهشت واگذار .

- و آسودگي ات را براي جهان آخرت بگذار .

- و لذت جويي ات را براي { زيستن در كنار } پاكان بهشتي وا گذار .

- و براي من باش تا من – نيز – براي تو باشم .

- و با سبك شمردن دنيا ، به من نزديك شو و تقرب بجوي .

- و با دشمن داشتن بدكاران و – نيز – دوستي با نيكان ، خويشتن را از آتش ، دور بدار .

- پس { بدان كه } خداوند ، پاداش نيكو كاران را تباه نمي كند .

 

 

2- غفلت چرا ؟!

اي فرزند آدم !

- اگر خداوند روزي رسان توست ، پريشاني و كوشش بسيار { و حرص بر دنيا } چرا ؟!

- اگر آفرينش همه چيزها به راستي از من است ، بخل ورزيدن چرا ؟!

- اگر شيطان ، دشمن من { و تو} ست ، غفلت چرا ؟!

- اگر حسابرسي و عبور از صراط ، حق است ، مال پرستي چرا ؟!

- اگر كيفر خداوند ، حق است ، گناه كردن چرا ؟!

- اگر پاداش بهشتي حق است ، سستي چرا ؟!

- اگر همه چيز جهان به قضا و قدر من است ، بي تابي چرا ؟!

- حسرتناك آنچه از دست مي دهيد نباشيد و – نيز – براي آنچه به شمايان مي دهم شادماني نكنيد { و مغرور نشويد }. 

 

 

 

3-  بيهودتان نيافريده ام !

اي فرزند آدم !

- من شمايان را بيهوده نيافريده ام !

- و به حال خود رهايتان نكرده ام .

- و از آنچه مي كنيد غافل نيستم .

- و شمايان به آنچه {از رحمت و نعمت } نزد من است نمي رسيد ، مگر با شكيبايي بر ناگواري ها در راه طلب رضاي من.

- و شكيبايي بر طاعت من برايتان آسانتر است از تحمل سوزندگي آتش دوزخ .

- و ناگواري هاي اين جهان بر شمايان آسانتر است از عذاب جهان ديگر .

 

 

4- به من پناه آوريد !

اي فرزند آدم !

- همه تان گمراهيد ، مگر آنكه من هدايتش كنم .

- همه تان بيماريد ، مگر آنكه من شفايش دهم .

- همه تان بينواييد ، مگرآنكه  من بي نيازش كنم .

- همه تان هلاكيد ، مگر آنكه من نجاتش دهم .

- همه تان بد كاريد ، مگر آنكه من صيانتش كنم و از تباه كاري بازش دارم .

- پس { اكنون كه بي عنايت من راه به جايي نمي بريد } به سوي من باز آييد { و به د‍ژ استوارم پناه آوريد } تا با شما مهرباني كنم .

- و پرده هاي { عفت وعصمت } خويش را نزد كسي كه اسرارتان بر او پوشيده نيست ،‌ندريد .

 

 

5- تمثيل هاي عبرت آموز

اي فرزند آدم !

- كردار بي دانش و بصيرت ، چونان « رعد بي باران » است .

- و دانش بدون عمل ، به سان « درخت بي ثمر » است .

- و دانش بدون زهد و خشيت ، همچون « ارث بي زكات و غذاي بي نمك و كشت وكار بر سنگ صاف » است .

- و دانش نزد احمق ، مانند « ياقوت نزد چهار پايان » است .

- و دل هاي سخت شده مانند « سنگ فرو رفته در آب » است ، كه موعظه در دل هاي سخت اثر نمي بخشد .

- و موعظه نزد كسي كه به آن رغبت ندارد ، چونان « ساز و آهنگ نزد مردگان » است .

- و نماز بدون زكات مال ، همسان « بدن بدون روح » است .

- و عمل و كردار بدون توبه ، چونان « ساختمان بي پايه و اساس » است .

- ايا مردمان از مكر و تدبير خداوند ، غفلت ورزيده اند و خود را از آن در امان پنداشته اند ؟! هيچكس خويشتن را از تدبير و كيفر خداوند در امان نمي بيند ، مگر مردمان زيانكار .

 

 

6- طالبان بهشت كجايند ؟

اي فرزند آدم !

- اگر چنين است كه پادشاهان بي جرم « ستمگري » خود دوزخي مي شوند .

- و عربان ، به سبب « تعصب ورزي » و نژاد پرستي ،

- و عالمان با « حسد ورزي » ،

- و فقيران با « دروغگويي » ،

- و تاجران با « خيانت ورزي » ،

- و كشاورزان به سبب « جهالت » و دانش نطلبيدن ،

- و عابدان با « ريا ورزيدن در عبادت » ،

- و ثروتمندان با « تكبر » ،

- و خوانندگان كتابهاي آسماني ، با « غفلت » { و عدم ژرف نگري در معاني آنچه مي خوانند } ،

- و رنگ رزان ، با « تقلب در كارشان » ،

- و زكات نادهندگان ، به سبب « ندادن زكات مالشان » ،

- { اگر اينان به سبب اين امور دوزخي مي شوند } پس ، طالبان بهشت ، كجايند { و به بهشت روندگان ، كيانند } ؟ !

 

 

 

7- امداد الهي در مسير پارسايي

اي فرزند آدم !

- اگر ديدگانت ، براي نگاه به آنچه بر تو حرام كرده ام ، با تو ستيز كرد { و خواست به نگاه حرامت وا دارد }، من با دو پوشش { پلك هاي چشم } تو را ياري كرده ام ، پس ، چشم فرو بند !

- واگر زبانت براي واداري ات به گفتن آنچه بر تو حرام كرده ام ، با تو ستيز كرد ، من با دو پوشش { لبها } تو را مدد كرده ام ، پس ، دهان فرو بند و سخن مگو !

 

 

 

 

8- گواهان آدميان

اي فرزند آدم !

- فرشتگانم { كه ماموران منند }، شب و روز در پي تو اند و مراقب اعمال تو ، تا آنچه را مي گويي و انجام مي دهي ، چه كم و چه زياد ،بنويسند .

- و آسمان_نيز _ آنچه از تو ببيند ، شهادت مي دهد .

- و زمين _ هم _ به آنچه بر آن انجام مي دهي گواهي مي دهد .

- و خورشيد و ماه و ستارگان _ نيز _ به گفتار و كردارت گواهند .

- و من _ خود _ از انديشه هاي پنهاني قلبت آگاهم .

- پس خودت _ نيز _ از خويشتن غافل مباش ،

- زيرا مرگ { در پيش است } و گرفتاري فراوان در انتظار تو است { و به توشه بسيار نيازمندي }.

- و هنگامه كوچ تو نزديك است .

- و آنچه را از پيش فرستادي ، چه نيك و چه بد ، بي كم وكاست آماده است .

- و فردا محصول اعمال خود را در مي يابي .

 

 

9-رياضت و معرفت

اي فرزند آدم ؟!

- پارسا باش و از حرا م ها دوري گزين ، تا مرا بشناسي و به من معرفت يابي .

- و گرسنگي بكش { و از پر خوري بپرهيز } تا مرا ببيني  { و به معرفت شهودي برسي } .

- و مرا عبادت كن تا مرا بيابي .

- و تنهايي گزين { و از در آميختن فراوان با مردمان بپرهيز } تا به من برسي .

 

 

 

 

10- « انسان » ، خدا گونه اي بي همتا

اي فرزند آدم ؟!

- من آن بي نيازم كه هرگز فقير نشود ، فرمان مرا بشنو و آن را در كار كن ، تا چنان بي نيازت كنم كه فقير نشوي .

- ... من آن زنده ام كه هرگز نمي ميرد ، فرمان مرا بشنو و آن را در كار كن ، تا چنان زنده ات بدارم كه هرگز نميري.

- من { هر گاه به پديد آمدن چيزي اراده كنم } به هر چه بگويم « ايجاد شو !» بي درنگ ايجاد مي شود ، فرمان مرا بشنو وآن را در كار كن { تا نيرويي دهمت كه } به هرچه بگويي «‌ايجاد شو !» ايجاد گردد!

 

 

11- اوصاف ستوده

اي فرزندان آدم ؟!

- آيا واجبات مرا همانگونه كه فرمانتان داده ام ، انجام داديد ؟

- و آيا در مال و جانهاتان با بينوايان به برابري رفتار كرديد ؟

- و آيا به كسي كه به شما بد كرد ، نيكي كرديد ؟

- و آيا كسي را كه { از سر ناداني } به شما جفا كرد ، بخشيديد ؟

- و آيا با كسي كه { از سر غفلت و جهل } از شما پيوند بريد ، پيوستيد ؟

- و آيا با كسي كه با شما خيانت كرد ، به انصاف رفتار كرديد ؟

- و آيا با كسي كه به شما قهر ورزيد ، سخن گفتيد { و با او از در آشتي در آمديد } ؟

- و آيا فرزندانتان را { به نيكي } ادب كرديد ؟

- و آيا از عالمان { راستين }درباره مسائل دين و دنياتان پرسيديد؟

- پس { آگاه باشيد كه} من به صورت ها و خوبي هاي ظاهري تان نمي نگرم ، بلكه به دل ها و كردارتان مي نگرم ، و به اين اوصاف ستوده از شما خشنود مي شوم .

 

 

 

 

12- نا همگوني درون و برون

اي فرزند آدم !

- چقدر « الله ! الله !» مي گويي ، در حالي كه قلبت غير الله است !

- و زبانت « الله » مي گويد ، و تو از غير خدا مي ترسي و به غير خداوند اميد مي بندي ، اگر « الله » را مي شناختي ، از غير خدا واهمه نمي داشتي و عزم غير او نمي كردي .

- گناه مي كني و به توبه راستين روي نمي آوري .

- راستي كه توبه اي كه با پافشاري بر گناهان همراه معاصي باشد ، « توبه دروغگويان » است .

- و { بدان كه } پروردگارت بر بندگان ستم نمي كند  { بلكه با مومنان و صالحان ، به لطف و عنايت رفتار مي كند و توبه گران راستين را مي بخشايد و پاداش مي دهد و اما نا مومنان و نا صالحان را كيفر مي دهد و از توبه كنندگان دروغين نمي گذرد . }

 

 

 

13- ثمرات عبادت و آفات غفلت

اي فرزند آدم !

- خويشتن را براي عبادت من فارغ البال كن و خالصانه به پرستشم بپرداز تا قلبت را از بي نيازي سرشار كنم .

- و دستانت را از رزق و روزي پر كنم .

- و بدنت را در راحتي و آسايش قرار دهم .

- از ياد من غافل مشو كه اگر از ذكر من غفلت ورزي قلبت را از فقر و نياز پر كنم .

- و بدنت را به سختي و خستگي دچار سازم.

- و سينه ات را از اندوه و تشويش لبريز كنم .

- و جسمت را بيمار گردانم .

- و دنيا و زندگاني  اين جهانت را در تنگنا قرار دهم .

 

 

14- فرو افتادن پرده ها!

اي فرزند آدم !

- مرگ ، اسرارت را آشكار مي كند .

- و قيامت ، خبرهاي پنهاني ات را فاش مي سازد .

- و نامه اعمال ، پرده هايت را مي درد .

- پس ، اگر گناه كوچكي كردي به كوچكي گناهت منگر ، بلكه به { بزرگي } كسي بنگر كه عصيانش كرده اي !