نشست مسئولان و کارکنان دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری دانشگاه مازندران با رییس دانشگاه مازندران با موضوع شناخت آسیب های فرهنگی و رویکردها برگزاری کارگاه توانمندسازی منتخبین تشکلها وکانون های دانشجویی با حضور مبلغه اعزامی از معاونت امور دفاتر ومبلغان نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری دانشگاه ها در ساختمان کتابخانه مرکزی دانشگاه انجام شد: آیین افتتاح و بهره برداری از بوستان اندیشه دانشگاه مازندران برگزاری پنجاه وسومین نشست هم اندیشی اساتید دانشگاه مازندران با موضوع «خانواده متعالی در اسلام» برگزاری دوره دانش افزایی اساتید با موضوع اقتصاد مقاومتی برگزاری ضیافت اندیشه اساتید دانشگاه مازندران در مشهد مقدس برگزاری اولین نشست توجیهی طرح تمرکززدایی جذب اساتید معارف اسلامی دانشگاه های استان مازندران در دانشگاه مازندران برگزاری مراسم احیا لیالی پرفیض قدر در دانشگاه مازندران برگزاری پنجاه ویکمین نشست هم اندیشی اساتید ونخبگان دانشگاه مازندران

پرسش و پاسخ

  شخصی:      
  • آیا می توان دونفر که سر تصادف (اتفاق)به هم رسیدند که تاحدودی از نظر روحی روانی تناسب دارند (قسمت)دانست؟
    خیر،امروزه آثار این تصادف های خیابانی وکوچه بازاری را در دادگاه های خانواده می توان دید.
  • به نظر شما ازدواج با کسی که ناامید است وزندگی برایش تمام شد با فرض اینکه اگر با این آقا پسر ازدواج کنه وکنارش باشه تا امیدوار بشه به زندگی یعنی میخواد بهش فرصت امید واری بده به نظر شما این ازدواج با این طرز تفکر درسته؟
    اینگونه اعتقادات را ترحم می گویند نه ازدواج واینها ثمره ای جز جدایی ندارد وزندگی را به شوخی گرفتن است لذا خواهشمندیم از این گونه مسائل اجتناب نمایید
  • سلام علیکم؛اگر شناخت قبل از ازدواج نباشد چگونه در دوران خواستگاری وبعد ازآن به شناخت کامل دست پیدا کنیم به نظر شما حد فاصل بین سن دختر وپسر که بتوانند حرف یکدیگر رادرک کنند وبفهمند چقدر است؟
    سلام علیکم ؛شناخت قبل از ازدواج با اطلاع خانواده طرفین امری است بسیار ضروری ،وحتما باید لاقل چندین جلسه قبل از عقد وازدواج زوجین با یکدیگر نشست داشته باشند وتمامی مسائل مربوط به یکدیگر را چه از نظر اعتقادی چه رفتاری و... بیان نمایید . سن ازدواج مناسب بین مرد وزن از3تا5 سال می باشد البته شرایطی هم بوجود می آید که در سنین بیش از این بسیار زندگی مناسب دارند والبته این موضوع بستگی به تفاهم درزندگی دارد
  • چگونه می توان خود را شناخت ؟پسری در شرف ازدواج است دختری انتخاب شده وضع مالی در حدخیلی پایین دارند اماپسر وضع مساعدی دارند آیا وضع مالی دختر مهمه آیا قبل از ازدواج حتما آدم باید از پسر خوشش بیاد (با وجود شرایط کامل پسر)
    شناخت خود با تفکر وتعقل در امورات عالم بدست می آیدونیاز به ریاضت درونی همراه با ترک معاصی دارد.درمورد انتخاب پسر مورد نظر که وضع مادی مناسب دارد پاسخ اینکه اصولا در افراد بسیار ثروتمند ویا ثروتمند روحیه فرعونیت روحیه فرعونیت بیشتر آشکار است گرچه این حالت در همه بشر است وبه قول عرفا تا شرایط فرعونیت رخ ندهد معلوم نمی گردد لذا سعی شود همیشه همسنگ خود را انتخاب نمایید تا دچار تحقیر در زندگی به صورت مستقیم یا غیر مستقیم ازجهت مالی نشوید واما اینکه فرمودید انسان باید از شخص خوشش بیاید مهم است ،بله به دل نشستن مهم است زیرا انسان وقتی عاشق شد عاشقانه زندگی می کند البته عاشقانه ای که قبل ازآن عاقلانه اقدام شده باشد
  • از چه طریق به طرف مقابل شناخت پیدا کنیم؟
    تحقیق از شخص ،اطرافیان او،دوستان،شیوه فرهنگی خانواده وقبل از همه با هماهنگی خانواده دوطرف چندین جلسه نشست داشته باشید واعتقادات وخواسته هایتان را مطرح کنید
  • سلام چرامیل به ازدواج در جامعه ما روزبه روز کمرنگ تر می شود چرا اعتماد وهمدلی زن وشوهر نسبت به هم کمرنگ شده ؟چرا ازدواج بازیچه شده؟می شود در این جامعه ای که هیچ پسر خوبی از نظر اخلاق ودین پیدا نمی شود تا آخر عمر مجرد ماند چون اینطوری کمتر به گناه می افتیم
    سلام علیکم انسان گرسنه وتشنه وقتی به آب یا غذا می رسد با لذت تمام از آن استفاده می کند وقدردان کسی است که برای او تهیه کرده اولا در قرآن خداوند زن را مسکن برای مرد می داند وزن ومرد را لباس یکدیگر می داند اگر این مسکن ثابت نباشد واز قبل زیر بنای آن سست شده باشد باید انتظار داشت که این مسکن پس از مدتی کوتاه ویران شود ثانیا آنچه در گذشته بود آرامش بود وزن وشوهر فقط آرامش را در نظر داشتند بعد به آسایش می رسیدند ولی در این زمانه هردو می خواهند ابتدا تمام ابزار آسایش فراهم باشد بعدا آرامش برایشان ایجاد شود واین مشکل است واز طرفی عدم تقوا در زندگی که متاسفانه همه شما آگاهید و رعایت نشدن موازین شرعی در برخی از امورات باعث تزلزل در زندگی ها می شود
  • اگه می شه درمورد اینکه ما به همسرمون زیاد علاقه نشون بدیم چی می شه آخه شنیدم زیادی علاقه باعث می شه شوهرمون بد بشه اعتماد به شوهرم کمتر شد چیکار کنم حس می کنم علاقه من بیشتر وبرعکس شد چکار کنم دوباره با عشق زندگی کنم
    مادر به فرزند صادقانه وعاشقانه خدمت می کند چه فرزند او بد باشد چه خوب چه زشت باشد چه زیبا اگر هزاران نفر هم او را تحریک کنند چون فرزند اوست دوستش دارد البته نمی شود زن را با مادر قیاس کرد اما این را بدانید هنگامی که مرد از خانه و خانواده جدا می شود زن باید محبت مادر وخانواده را برای همسر خود جبران کند تا مرد کمبودی از نظر عاطفی احساس نکند که کانون خانواده سرد گردد واگر زن درصدی از محبت های صادقانه خود درزندگی را نسبت به همسر نشان دهد آن وقت خواهد دید همسرش شیفته او می گردد وحاضر نیست بدون همسرش جایی برود یا حتی تفریحی بدون او داشته باشد ولی باید گفت اصولا زنان بزرگوار اول امتحان می کنند بعد محبت می کنند واین صادقانه نیست کاسبی است
  • اگر دختری خواستگاری داشته باشد که ازنظر اخلاق خوب بوده وتا حدی مطمئن هستیم ولی کار نداشته باشد ویا اینکه از نظر قیافه به ما نخورد نظرتان چیست
    کار موضوع مهمی در زندگی مرد می باشد ولی اگر تشخیص دادید فرد مورد نظر انسانی متشخص وتلاش گر است واز نظر اخلاقی واعتقادی فردی مثبت می باشد چنین موردی پسند شود بهتر است واما اینکه در مورد چهره فرمودید این امری است که باید به دل مراجعه نمایید گاهی فرد چهره زیبایی ندارد ولی دل نشین است وبالعکس گاهی شخص چهره بسیار جذاب دارد ولی متکبر است لذا این امر شخصی وقلبی می باشد
  • با سلام ما به واسطه نوع خانواده مان امکان ازدواج با فردی مذهبی را نداریم آیا اگر فردی در این رابطه که خود شخصی مذهبی هستند اما مرد هستند به من کمک کنند کوچک کردن خودمان است با توجه باینکه خود این فرد چنین پیشنهادی دارند
    سلام علیکم مطالبی که فرمودید باید به این نکته توجه نمایید که از نظر فقهی اگر دختری رشیده است وصلاح خود راتشخیص می دهد همسری متدین وهم کفو (همتای خود) پیدا نمود ولی خانواده اهل مسائل دینی نیستند وغیر از این افراد متدین وبا تقوا را در نظر دارند در این مورد دختر می تواند با احترام به جایگاه والدین خواسته خود را به انجام برساند
  • سلام ،من الان حدود 4 ماهه که عقد کردم با پسری 25 ساله که تحصیلات ندارد من اول فکر می کردم می تونم با این وضعیت به راحتی کنار بیام اما همسرم بعضی وقتها اصلا حرف های منو نمیفهمه نمیدونم چطوری باهاش حرف بزنم که اون بفهمه لطفا منو راهنمایی کنید.
    سلام علیکم ،خواهر گرامی این کاری است که صورت پذیرفته وزندگی فراز ونشیب هایی دارد که باید با زحمت وتلاش آن را شیرین نمود واینکه فرمودید اصلا حرف مرا نمی فهمد ،چه بسیار افرادی که هردوهمسطح هستند از نظر علمی یا شرایط اجتماعی ولی همدیگر رادرک نمی کنند لذا باید برای این امر زحمت وتلاش نمایید مثالی عرض می کنم تا مطلب واضح گردد گاهی از شیرینی فروشی جعبه ای شیرینی برای شما می آورند بدون زحمت وآماده وگاهی همین شیرینی را درمنزل با امکانات ناچیز که دارید درست می نمایید گرچه دومی سخت است وزحمات زیادی راباید متقبل شوید ولی ثمره دارد مثال اول همسر مطلوب وباب دل است ودومی چنین نمی باشد ولی باید تلاش نمایید
  • چگونه انسان از احساسات خود ودیگران نسبت به خود چشم پوشی کند تا یک انتخاب عاقلانه انجام دهد در واقع ما چند درصد از معیار ازدواجمان را باید به احساسات اختصاص دهیم(احساس ترس از شکستن دل دیگران دارم)
    کسی که زندگی را به شوخی بگیرد احساسات او برعقلش غلبه می کند لذا معیار درستی ندارد ،این ملاک ها می تواند شما را در انتخابتان یاری نماید: 1- اخلاق2-ایمان3-اصالت خانوادگی شخص4-تحصیلات 5 -تعقل وتدبر در حقیقت زندگی6-غلبه بر احساسات قبل از انتخاب واینکه فرمودید احساس ترس از شکستن دل دیگران دارید پاسخ اینکه 30 سال 40 سال زندگی را جدی نگرفته اید زیرا آینده شما بستگی به بله یا خیر شما دارد لذا در جوابهای مثبت ومنفی خود تامل کنید
  • بعضی ها می گویند اشکالی ندارد که پیشنهاد ازدواج از طرف خانم باشد با این استدلال که حضرت خدیجه (س)به حضرت محمد(ص)پیشنهاد داده است آیا به نظر شما این استدلال درست است؟
    این قول مورد پسند نیست هم طبیعت موجودات دیگر چنین نیست وهم شرایط انسان که صاحب عقل ودرایت است زیرا اگر چنین ازدواجی صورت پذیرداگر چه شوهر انسانی وارسته باشد به یقین در ذهن او همیشه ثبت وتکرار می گردد که زن از او خواستگاری کرده است وهمین حالت آثاری در پی دارد چه رسد به اینکه اتفاق ودرگیری صورت پذیردکه بسیار برای زن شکننده است
  • احساس می کنم درباره ازدواج دارای چند شخصیت گوناگون هستم مثلا گاهی اوقات از ازدواج خوشم می آیدولی گاهی اوقات نه،یعنی از همه مردها متنفر می شوم.دلیلش چیست.
    جنابعالی روحیه حساس وزود رنجی دارید باید به اطرافیان خود توجه بیشتری داشته باشیدواحتمالا بسیار دهن بین هم می باشیدیعنی تا از خوشی های زندگی می گویند میل زیاد به ازدواج پیدا می کنید وتا بدی های زندگی مشترک برخی افراد ذکر می شود بیزار از مردها می شویدشما در چنین مواردی به یک الگوی ثابت در زندگی نیازمند هستیدمانند حضرت زهرا سلام الله علیها ویا بزرگان عصر حاضرلذا با ید دانست افکار ناب زندگی ناب ایجاد می کند
  • اگرمردی راضی به کار کردن زن نباشدودوست نداشته باشدخانم سرکار برودولی زن به شدت علاقه مند به ادامه تحصیل وکارکردن باشد نظر شما دراین مورد چیست
    کار کردن برای زنان را باید با تربیت فرزند وگرما بخشیدن منزل مقایسه کردالبته حضور بانوان در عرصه هایی مانند مدرسه ،بیمارستان،...و اموراتی که مربوط به آنهاست ضروری است ولی واجب تر ازهمه تربیت نسل آینده است که ابتدا این مسئله راباید درنظرگرفت بعد امورات دیگر را درباره شغل البته شغلی که مربوط به بانوان است باید با همسر خود به تفاهم برسیدواگر ایشان قبول نکرد قبول کردن ازجانب شما بهترین عمل است
  • اگر پسری از دختری 10 تا 12 سال اختلاف سنی داشته باشد ولی معیارهای دیگرش خوب وعالی باشد ازنظر اخلاقی ،ایمان واصالت خانوادگی آیا ازدواج مانعی ندارد
    درازدواج درست است که بهترین اختلاف سنی بین مرد وزن 3الی 5سال است ولی گاهی عشق حقیقی (نه خیابانی وشعاری)پرده ای بر روی سن وسال می اندازدوزندگی شیرین حاصل می شود
  • مشاور محترم با سلام:می گویند حجاب مربوط به عهد قدیم است ونوعی بی تمدنی است ودختران با حجاب مورد تمسخر قرار می گیرند وهمین طور کسانی که دوست پسر ندارندو... نظر شما را بدون در نظر گرفتن اسلام بفرمایید
    سلام علیکم به سئوال شما به صورت خلاصه جواب می دهم وآن اینکه از آثار پی به موثر می برند،زمان قدیم یا به قول شما عهد قدیم طلاق چه تعداد بود وحالا چقدر؟فحشا وفساد ورشد آن چگونه بوده است وحالا چگونه است ،گسستگی درونی چقدر وحالا چقدرو...منشا تمام کمالات عفت درونی وپاکدامنی است ومنشا سقوط عکس موضوع می باشد.بله قبول است که اسباب آسایش مردم فراهم شده ولی آرامش خیر زیرا آرامش امر درونی است وزمانی که درون انسان ویران باشد روی آرامش حقیقی را کسی نخواهد دید و حال قیاس کنید حالات زنان مبتذله را با دختران با حجاب حقیقی
  • پرسش جدید ...از نظر دین وشریعت حجاب ظاهری بهتر است یا باطنی
    ظاهر نگه دارنده باطن است، به شرط آنکه شخص باطن سالمی داشته باشد و اگر باطن سالم نباشد مانند این است که زمین بایری دیوار داشته باشد و این امر فقط محدوده زمین را مشخص می کند و ارزشی ندارد. لذا ظاهر و باطن با یکدیگر در ارتباطند.
  • از طرفی در قرآن آمده لا اکراه فی دین (256بقره)و از طرف دیگر آمده لا تفرق بین احد من رسل (285بقره)پس چرا خدا این همه تاکید دارد که تنها دین پذیرفته شده اسلام است؟
    موضوعات ذکر شده دو مقوله جدا از هم می باشند زیرا مو ضوع اول یعنی لا اکراه، به این معنی است که خداوند به بشر عقل داده تا ازطریق دین خداشناسی،معاد و... را انتخاب نمایند وبه آن راه یابند وشما می دانید که تقلید دراصول دین حرام است وتقلید درفروع دین لازم است . موضوع دوم پیام همه انبیاء رامی رساند یعنی فرقی بین آنها ازلحاظ پیام رسانی نیست بلکه همه آنها یک شعار دارند وآن وحدانیت پروردگار و ترک بت پرستی وشرک است واما تاکید به دین اسلام و پیروی از دین نبی اکرم این است که آنکه خداوند او را خاتم پیامبران قرار داده این امر بسیار باید مهم باشد چراکه باید دین پیامبر پیام اولین تا آخرین مرسلین را به تمام انسان های زمان خویش و همه زمان ها برساند و معجزه ای داشته باشد که دیگر زنده کردن اموات و غیره نباشد بلکه دلها و فطرت ها را بیدار نگه بدارد و آن معجزه ای نیست جز قرآن که همیشه و برای همه زمان ها جدید و دارای مطالبی عمیق و ژرف است.
  • آیا استادان گروه آمار این دانشگاه که به زرق و برق ظاهری دانشجو نمره می دهندو حق ما دانشجویان ساده و مذهبی را در دولت محترم عدالت گستر می خورند رواست نهاد رهبری به عنوان نماینده ولایت و رهبریمان در این دانشگاه بی تفاوت باشد یا خیر؟
    این مسائل مربوط به بخش آموزشی دانشگاه می باشد. نصیحت دفتر نهاد این است که درس بخوانید تا التماس از استاد برای نمره نکنید.
  • من 20 مثال درمورد مستحب واجب حرام مباح ومكرو مي خواستم اگر بفرستيد متشكر مي شم.
    بسمه تعالی> بفرمایید در چه زمینه ای باشد؟ ضمنا میتوانید در کتاب حلیت المتقین علامه مجلسی (ره) احادیثی بسیار ذکر شده است .
  شخصی:      
  • مشاور محترم با سلام:می گویند حجاب مربوط به عهد قدیم است ونوعی بی تمدنی است ودختران باحجاب مورد تمسخر قرار می گیرند وهمین طور کسانی که دوست پسر ندارندو... نظر شما را بدون در نظر گرفتن اسلام بفرمایید
    سلام علیکم به سئوال شما به صورت خلاصه جواب می دهم وآن اینکه از آثار پی به موثر می برند،زمان قدیم یا به قول شما عهد قدیم طلاق چه تعداد بود وحالا چقدر؟فحشا وفساد ورشد آن چگونه بوده است وحالا چگونه است ،گسستگی درونی چقدر وحالا چقدرو...منشا تمام کمالا ت عفت درونی وپاکدامنی است ومنشا سقوط عکس موضوع می باشد.بله قبول است که اسباب آسایش مردم فراهم شده ولی آرامش خیر زیرا آرامش امر درونی است وزمانی که درون انسان ویران باشد روی آرامش حقیقی را کسی نخواهد دید و حال قیاس کنید حالات زنان مبتذله را با دختران با حجاب حقیقی
  • 71.آیا حجاب در قرآن آمده است؟آیه وسوره را ذکر فرمایید ومراتب آن را ذکر نمایید؟
    ج:بله در سوره ی نور آیه ی 30و31و همچنین سوره ی احزاب آیه ی59، البته آیات دیگری هم درباب عفاف وپاکدامنی زنان می باشد ،ولی حکم اصلی حجاب دراین دو سوره می باشد دستور اول سوره ی نور و دستور دوم که حتی نوع حجاب ودلیل آن را خداوند بیان فرمود .در سوره احزاب آیه ای که ذکر گردید ،می باشد .در سوره ی احزاب نوع پوشش را« جلباب » یعنی پا رچه ی بلندی که سرتا سر می باشد بر روی خود قرار دهند ودلیل آن را این چنین فرمود:تا اینکه شناخته نگردد و (بوسیله افراد هوسران وبی تقوا)مورد آزار واذیت قرار نگیرد وشاید کسی بگوید این حکم برای این زمان نیست ،در جواب باید گفت حکم خدا وفرستادن انبیاء به تعداد 124000 پیغمبر و12 امام معصوم برای آن زمان نیست وفسادهای اجتماعی در عصر ما در جهان بیداد می کند ودرمان آن فقط وفقط تقوای الهی است وپس ان شا ءا...که خداوند همه ی ما را مطیع فرمان خداوند در گفتار وعمل به جوارح قرار دهد
  • 70.چرا با اینکه می دانیم جلوه ی خدابر روی زمین هستیم واز اینکه خدایی هست که ما را دوست دارد واز ما حمایت می کند ولی این موارد در وجود ما تثبیت شده نیست چه کنیم که این ها در ما درونی شود؟
    ج:انسان دو جنبه دارد: 1.جنبه مادی 2.جنبه ی معنوی .در جنبه مادی کسالت ظاهری ،ضعف درونی وموارد طبیعی آشکار وبارز است ولی در جنبه معنوی خیر.شخص هرچه از نظر باطنی آلودگی بیشتری پیدا کند چون درونش ظلمانی می گردد حساسیت به معنویات وعالم نور پیدا می کند به حدی که اگر قرآن وموعظه ای را برایش بخوانند وبیان کنند حالت خوبی از خود بروز نمی دهدزیراجسم وروح دوچیز کاملا متفاوت است . جسم زمینی وروح آسمانی می باشد پس کسی که می خواهد با عوالم معنوی در ارتباط باشد باید مطیعفرامین الهی باشد و خود رای ،خود سر ولجباز نباشد ومهم تر اینکه،آنچه خدا حلال نمود حلال و آنچه حرام نمود حرام بداند و رعایت کند در این صورت پس از مدتی موفق خواهد بود واهل بصیرت می گردد
  • 69.خدا وقتی انسان را آفرید به خود تبریک گفت پس هر فرد را به بهترین وجه آفرید یعنی به نظر ما هر فرد در یک زمینه بهترین استعداد یا استعداد بالایی دارد به نظر شما ما چگونه می توانیم بهترین راه یا استعداد خوب خود را در یک زمینه کشف کنیم؟
    ج:بهترین راه در این زمینه ،دقت در برنامه ها وانضباط کلی در زندگی می باشد ودر صورت توان برنامه ها ی هر هفته ی خود را مروری نمایید وبه خود نمره ی مثبت یا منفی در باره ی مسائل موفق ونا موفق بدهید،پس از مدتی متوجه خواهید شد کارها به خوبی صورت می پذیردو در شما دریافت مطالب رشد خوبی صورت گرفته است
  • 68. من آدم خجالتی هستم وهیچ وقت نمی توانم احساساتم را حتی به یک بچه بگویم ،چه کار کنم؟
    ج:بیشترین دلیل خجالت در افراد،به خانواده ونوع تربیت در آن مکان بر می گردد،البته در بعضی موارد اموری به ارث ومسائل وراثتی بر می گرددولی این احتمال بسیار ضعیف می باشد. ودر بسیاری از افراد مشاهده گردیده که آنان پس از تلاش وکوشش بسیار بوسیله مطالعات وتمرین های مستمر در زمینه های مختلف این حالت را در خود کم کرده وحتی به حد بسیار خوب هم رسیده اند تا جایی که توانسته اند در محافل ومجالس با شکوه وگسترد ه ایراد سخن نمایند.لذا خواستن ،توانستن است وتخیلات ذهنی مهلک می باشد که بازدارنده ی انسان در مراحل مختلف زندگی نیز می باشد.
  • 67.من دانشجوی زبان روسی هستم اما مدام دغدغه دارم که کی می توانم حرف بزنم ،کی آنچه می شنوم می توانم ترجمه کنم،مدام دغدغه دارم در ضمن روابط اجتماعی من به هیچ عنوان خوب نیست حتی در لاین خودمان در خوابگاه از میان 60نفرفقط با 10 نفر سلام علیک دارم ،چه کنم؟همش
    ج:مسئله ای که شما فرمودید در بسیاری از افراد وجود داردکه علل عمده ی آن می تواند چنین باشد : 1.تخیلات ذهنی (یعنی مردم وافراد حاضر درباره او چه فکر می کنند ) 2.عدم مطالعه 3.تحقیری که انسان در ایام زندگی میان جمعی ویا جایگاهی برایش رخ داده 4.عدم تمرین قبل از کلاس ویا سخنرانی 5.سرکوفت درونی به شخصیت خود .توضیح اینکه:تخیلات ذهنی که در شماره (1)ذکر گردید یکی از خطر ناکترین موارد اضطراب می باشد یکی از شیوه های از بین بردن این حالت ناپسند بدین صورت می باشد که به خود القاءکنید،من برای خودم شخصیتی دارم چه تنها باشم وچه در جمع ,همان می باشم پس هر آنچه هستم در جمع ویا تنهایی برای من فرقی نمی کند ،وآنچه تلاش کرده ام در خلوت وجمعیت بیانش برایم یکسان می باشد چه کار دارم که افراد چه چیزی در مورد من فکر می کنند،خلاف که نگفته ام، موضوع من که درست وبا تحقیق بوده است پس برای چه بترسم واضطراب داشته باشم وحال اگر کسی اشکال گرفت با روی باز استقبال می کنم ودلیل اشکال را می پرسم. روش دیگر هم برای برطرف شدن اضطراب این است که مطالبی جذاب وشیوا برای جمع قلیلی در ابتدا وآرام آرام طی مراحلی در محافل ومجالس بزرگ بیان نمایید.
  • 66.وقتی آدمی از زندگی خسته می شود باید چه کند.گاهی اوقات آدم احساس می کند که دیگر رمقی برای زندگی کردن ندارد.چه باید کرد؟
    ج:خستگی در زندگی عللی دارد که شاید موارد ی که ذکر می گردد مفید واقع شود.1.نداشتن روحیه ی معنوی به صورت مستمر 2.عدم اعتماد به نفس 3.عدم برنامه ریزی در زندگی 4.ارتباط با عناصر سست عنصر 5.مطالعه ی مجلات و روزنامه های حوادث ومجلات خانوادگی (بحث طلاق و..) واز این قبیل یکی از معضلات روحی می باشد 6.عدم فعالیت های ورزشی در روز یا هفته 7.نداشتن روحیه ی سیر وسفر که این موارد هر کدام نبودش وبعضا رعایت نکردن آن می تواند مشکل آفرین باشد.رسول خدا(ص) به حضرت علی (ع) فرمودند:چند چیز دل را می میراند: 1.خواب زیاد 2.خنده ی زیاد 3.خوراک زیاد 4.زیاد هم وغم داشتن 5.گناه .در نتیجه رعایت اصول وفروع ومراقبت های نفسانی راهی است به سوی زندگی همراه با آرامش.
  • 65.با پسری آشنا شدم که فکر می کردم عشق آن به من یک عشق واقعی است ولی اینطور نبود اوغیر از من با کسان دیگری هم ارتباط دارد به من بگویید با این شرایط چطور به آرامش برسم؟
    ج:اگر در مسائل مطرح شده توسط دوستان دانشجودقتی می فرمودید ویا عنایت کرده اید متوجه می شوید که مسائل زندگی چیز ساده وانتخاب امر سهلی نیست.لذا ازدواج امر بسیار مهم و بعد از انتخاب صحیح، زندگی بسیار خوب وبا صفا خواهد بود..لذا پاسخ شما در پرسشهای قبلی بوده است واما اینکه فرمودید آرام وقرار ندارید یا چگونه از دل خود محبت او را بیرون کنید،فکر کنید که چگونه ایشان شما را رها کرده ویا مانند شما را فریب داده وبه سراغ دیگری رفته آنوقت نه اینکه فکر او ومحبت نسبت به او را ندارید بلکه هرروز به نفرت شما نسبت به مردان هوس ران بی تقوا بیشترمی شود وبه نتیجه می رسید که باید احتیاط در امور ودستورات شرع مقدس را در رابطه باحلال و حرام الهی فراموش ننمایید تا در نهایت چنین آسیبی بر شما وارد نگردد وشما با توجه به اینکه دختری با اخلاق وراستگو هستید دو کار باید صورت دهید:1.عبرت از گذشته 2.احتیاط در آینده .در نهایت با توکل به خدا برنامه های عملی خود را ادامه دهید همچنین ارتباط با حضرت حق را بیشتر واز امورات ناپسند اجتناب کنید در آن صورت قلبی آرام ،روانی شاد وبدون حزن واندوه خواهید داشت وخداوند آینده ی شما را به نسبت ارتباط با او روشن می نماید
  • 64.آیا اضطراب جنبه وراثتی دارد؟
    ج:در بعضی از موارد بله،اما افراد بسیاری هستند که با پشتکار ومداومت در مسائل عملی واجتماعی این امورات در آنها کم رنگ وحتی نابود می گردد .به قول خداوند تبارک وتعالی که فرمودید:«لیس للانسان الا ما سعی».لذا همه ی امورات وموفقیت ها به حرکت وتلاش بستگی دارد
  • 63.چرا نباید هیچ دختر وپسری نه به قصد ازدواج بلکه به قصد آشنایی باروحیات جنس مخالف آشنا شوند؟
    ج:پرسشی که فرمودید موضوع خوبی است اما به پاسخ آن توجه کنید دخترها بسیار عاطفی هستند واحسا ساتی، بر خلاف پسرها ، که از نظر عاطفی واحسا سات با جنس مخالف خود اختلاف زیادی دارند عده ای از پسران وقتی به دختران پیشنهادی می کنند از نظر روحی وروانی آنچه در ذهن دارند با معیار های دخترانی که قبول می کنند ، متفاوت است پسراگر خود را به گناه آلوده کند چون علائم ظاهری ندارد در صورت پشیمانی از گناه وجدانش ناراحت است.ولی دختر چون حالت ظاهری وباطنی اش برخلاف پسر می باشد هم از نظر روحی لطمه به او وارد می گردد هم از نظر جسمی وآن دختری که قصد هم صحبتی با پسران را دارد اگر هر از چند گاهی با هرکسی در هر جایی نشست وبرخواست داشته باشد وپسرها هم که معلوم نیست بعضی از آنها اهل تقوا وچشم پاک باشند، دیگر خود بیندیشید که آینده ی این دختر در میان افراد مختلف چگونه خواهد بود البته اکثر افراد خود می دانند مسائلی که بیان کردیم و بیان نکردیم ا ن شاءا...که دقت کافی را در مسائل اجتماعی ،اخلاقی وخانوادگی داشته باشید.
  • 62.جدیداّ برایم مسئله ای پیش آمده، پسری از من خوشش آمده وبه من پیشنهاد ی داده من ابتدا کمی مخالفت کردم چون رفتاری بچه گانه داشت ولی قول دادکه خودش را درست کنه وحالا من ماندم چه کنم ،لطفا راهنماییم کن؟
    ج:همان طوری که در پرسشهای قبل پاسخ داده شدانتخاب رابه شوخی وسادگی ازنظرارتباط شروع نکنید که عاقبت خوبی نداردومطلبی که شما اشاره فرمودید مانند یک ارتباط کودکانه می باشد و دلیل بر عدم آشنایی دقیق دو طرف خانواده و عدم اطلاع دقیق شما ازخصوصیات فرد مقابل می باشد وشاید بارها این ضرب المثل راشنیده باشید که ما ست فروش نمی گوید ما ست من ترش است زیرا زیان می کند ودیگرکا سبی او بر هم می خوردلذا هیچ فردی خصلتهای ناپسند خود را در ایام نامزدی بروز نمی دهد و درچنین مواردی توصیه موکد داریم، که از ارتباط باافرادسودجو وبی پروا در مسائل جنسی اجتناب گرددواین موردی که شما فرمودیدکاملاازاواجتناب شود وهرکسی به شما درباب ازدواج پیشنهادی داداو رابه خانواده خود ارجاع دهید و مستقیم بیان نکنید بلکه با واسطه به آنها بیان گردد زیرادخترهرچه حجب وحیای اوبیشترباشد مصونیتش ازآلودگی به مسائل عوامانه وغیر اخلاقی کم تر خواهدبودلذا مجددابه شماوهمه دختران باتقوا توصیه می کنیم که اولا فضای علمی دانشگاه را به فضای دفتر اسناد ازدواج تبدیل ننماید .ثانیا فکر خود را از مسائل ابتدایی وساده لوحانه ی دیگران پاک نمایید.ثالثا:جایگاه با عظمت دختر پاک در خانواده پاک و محافظت درونی را فراموش ننمایید که اگر رعایت نگردد به قول قدیمی ها دود آن به چشم خودتان خواهد رفت زیرا برخی افراد می خواهند زنان ودختران را به بهانه آزاد ی ومختار بودن آنها را مانند گلهای خودروی با اختیار خود بچینند ودیگر کسی بر آنها نظارت نکند که توچه کسی هستی و از جان این دختران پاک وبا ایمان چه می خواهی لذا تا می توانید از محافل، مجالس ودوستان بد اجتناب نمایید.ان شاءا...موفق باشید.
  • 61.مدرک تحصیلی چقدر در امر ازدواج مهم است ؟اگر تنها مشکلی که هست نبود مدرک تحصیلی باشد تکلیف شخص چیست؟
    ج:مدرک گرچه چیز خوبی است ولی ملاک برفهم وعلم نیست علم با مدرک اثبات نمی شود بلکه مراتب تحصیل معلوم می گرددپس اگر شما همسری انتخاب نمودید که تحصیلات او مثلا دیپلم یا فوق دیپلم بوده، به جایگاه اخلاقی ،خانواده وفهم او توجه کنید زیرا بسیارند که با مدارک بالای علمی نتوانستند حتی یک سال هم با یکدیگر زندگی کنند وحتی کمتر از این مقدار ،لذا مدارک ملاک نیستند گرچه افراد تحصیل کرده از نظر تحصیلات در ردیف هم باشد بهتر می توانند یکدیگر را درک نمایند زیرا خود علم ،به خودی خود درک بالا را موجب می شود پس مدرک خوب است ولی خوشبختی نمی آورد ولی فهم ،علم واعتماد به یکدیگر زندگی را شیرین می کند وثبوت بیشتر در زندگی به اعتقادات دینی بستگی دارد.
  • 60. درست است که نباید بدی ها را دید اما تا بدی دیده نشود دید انسان را واقعی نمی کند؟
    ج:سوال زیبایی فرمودید ولی این مطلب را به خوبی در ذهن بسپارید که ما با بدی خلق نشدیم بلکه آن را از بدها کسب نمودیم لذا بدی در بسیاری از انسانها وجود دارد اگر انسان بخواهد به دنبال بدی های اشخاص باشد از تلاش کردن برای تربیت نفس باز می ماند ودید او دید منفی گرا می گردد یعنی گاهی عیوب ما مانند شاخه ها ی درخت وسیع می باشد ولی به دنبال عیوب ساقه ماننددیگران می باشیم واین را بدانیم ،کسی که هر روز مراقب اعمال خود مسائل اخلاقیش باشد از عیوب دیگران وتحقیق در عیوب آنها باز می ماند لذا چون به دنبال عیوب آنها نیست ومراقب اخلاقش می باشد اطرافیان حالات تربیتی وخصا یص او را کشف می کنند در این صورت صفات خوب چون زیبا وجذاب است در دیگران تاثیر می گذارد وباعث می شود اطرافیان شخص متخلق به اخلاق از او تقلید نمایند پس اگر همه ی افراد جامعه به خود بپردازند . یقینآ جامعه ای پاک،زندگی منظم واسلام به خوبی در زندگی ما جاری می گردد ولی اگر غیر از این با شد همین صورت است که مشاهده می فرمایید دروغ وغیبت وگناه....هم انجام می دهند وباز نام خود را مسلمان می نامند در حالی که با اسلام از نظر بعد هزاران سال نوری فاصله دارند.ان شاءا...که خداوند ما را عنایت کند تا بتوانیم خود وسپس جامعه را اصلاح نماییم.
  • 59.تنها یک کلمه آرامشم را از من گرفته (حسادت)چطور می توانم این افعی را از دلم بیرون کنم؟
    ج:مطلبی که فرمودید اگر حسادت در علم است خوب ومفید است ولی اگر در غیر ان است مفید نیست زیرا انسان حسود هم به خود وهم به اطرافیان لطمه می زند راه وشیوه آن بدین صورت می باشد که بدنبال شیوه ی مفید بروید چند نمونه معرفی می نماییم:1.اگر مشکل حسادت زیبایی دیگران ویا ثردت وامورات زودگذر است به خود باید بگویی اینها که نابود شدنی است مهم اخلاق وتقوا ست که خدا به من قلب پاک ،بی کینه ومهربان داده و...2.اگرمشکل در حالات خوب دیگران است مثلا کسی خوش بیان است ویا محبوب دوستان هم جنس خود واقوام می باشد اگر امورات شخصی او که موردحسادت شما ست از نظر شرع حرکاتش پسندیده باشد، شما هم سعی در مراقبت های اخلاقی وتحصیل در این مقام بنمایید به یقین اگر کارتان برای اصلاح درون باشد خدا شما را کمک می نماید زیرا هرکس در دنیا برای اصلاح نفس ومراقبت های اخلاقی زحمتی کشد خداوند محبت او را در دل دیگران قرار خواهد داد ولی اگر برای غیر خدا باشد شاید چند صباحی مردم به او محبت نمایند ویا مورد حسادت یعضی افراد باشد،اما مدتی بعد ،از آن شهرت وحالات سقوط می کند. زیرا در عالم هرچیزی وکسی برای خود دوره ای دارد وکهنه می شود جز اهل تقوا که هرچه تقوای آنها کهنه تر گردد با ارزش تر می گردند .با خدا باش تا خدا با تو باشد.
  • 58.چرا پسری که به من گفت به تو علاقه دارم شماره موبایلش را غلط داد او پر از پیچ واپیچ است واصلا نمی توانم از او سر در آورم ودر واقع او مرا برای اوقات فراغتش می خواهد ،با او چه کنم؟
    ج:زن با تقوا مانند گلی خوشبو در جایگاه پاک ونزد امینی که پدر باشد قرار دارد پس هرگاه کسی خواستار گل گردید باید به اذن واجازه ی صاحب گل یعنی پدر آن را برای خود دریافت نمایدواحتمال دارد در سال دهها نفر از گلخانه عبور نمایندوبعضی طالب شوندولی نتوانند گل را تهیه ونگهداری کنند پس لایق نیستند لذا گل از این قضیه غضبناک نیست زیرا می داند که لایقی باید او را برای خود انتخاب کند وحال اگر گل به هر سو وطریقی برود که او را طلب کنند،پس قدر خود را ندانسته وشاید مشکل امری دیگر است که یقیننا احتیاج به خلوت ،تفکر،وتعقل خوب ومفید دارد که ان شا ءا...ثمر بخش ونتیجه ی نورانی خواهد بود..
  • 57. فردی هستم فرزند ارشد خانه با 32 سال سن ،3سال پیش لیسانس گرفته ام،برادر کوچکترم ازدواج کرده ومن هنوز مجردم وبه ناچار به کار کشاورزی مشغولم،هرچه می کنم اضطراب را نمی توانم از خود دور کنم ؟چه کنم؟
    ج:مشکل شما در یک چیز می باشد وآن توکل به خداوند وحرکت به سوی موفقیت می باشد لذا همانطورطور که فرمودید لیسانس را دریافت نموده اید،پس تا حدودی در علم ومدارج علمی موفق هستید ولی یک چیز مانع کار می گردد وآن این است که انسان برای خود جایگاه وشخصیتی کاذب ایجاد کند مثلا بگوید من لیسانس دارم فلان کار یا فلان کارخانه وفلان جا و...مشغول شوم؟که این فکر موجب سقوط انسان است گرچه اصل بر این است وحق این است که تمامی افراد تحصیل کرده در مسیر رشته های مخصوص خود مشغول به کار شوند ولی حال که متاسفانه اوضاع اشتغال این چنین است اقدامات لازم را برای کاری مناسب وحلال انجام دهید وحرکتی هم برای ازدواج با عنایت حضرت حق جل وعلا بنمایید به یقین خدا با بندگانش است به شرطی که بندگان کار خود را به مولایشان به صورت کامل بسپارند وشریکی برای او قائل نشوند به یقین خدا مدد خواهد نمود .ان شا ءا...
  • 56.بهترین راه افزایش اعتماد به نفس چیست؟
    ج:بهترین راه اعتماد به نفس شناخت خودتان ،جایگاه وارزشی که خداوند به آن جهت بندگان خود را خلق کرده است پس عبادت خدا،اطاعت از حق وتحصیل علم وعمل به علم ودانسته ها ،بالاترین وسیله برای اعتماد به نفس است چون غالب بی اعتمادی های درونی بالا دیدن دیگران از جنبه های مختلف وکم وپایین دیدن خود می باشد پس این رشدرا بی تکبر با علم وتقوا جبران نماییدکه به یقین هیچ هم وغم وترسی نخواهید داشت .ان شا ءا...
  • 55.آیا افزایش سن می تواند مانع موفقیت انسان در مراحل مختلف زندگی باشد؟
    ج:خیر،گرچه سنین انسان هرچه بالاتر رود قدرت درک مطالب به مانند جوانی ونوجوانی نمی تواند باشد ولی با این حال طبق دستورات دینی علم را بدست آورید از گهواره تا گور که یقینا انسان عالم وجاهل، روز وشب با هم یکی نیستند پس در طلب علم باشید،زیرا زندگی انسان عالم عامل با انسان جاهل مانند هوشیار ومست می باشد.
  • 54.در شرایط تحصیلی قرار گرفتم که نه رشته با من سنخیت داره نه از دانشگاهش خوشم می آید.تا قبل از این آدم آروم،موفق وروشنی بودم .حالا همه چیز به هم ریخته ،راهنماییم کنید؟
    ج:اراده واختیار در انسان وجود دارد البته اینکه رشته ی مورد نظر شما نیست ومکان همه مناسب نیست این را با اختیار انجام داده اید ،چون فرمودید انسان روشنی بودم .اگر از قبل مخالف بودید چرا چنین رشته ومکانی را انتخاب کرده اید واگر ابتدا انتخاب را خوب ومکان را خوب می دانستید بعد پشیمان شدید بنابر احتمال دلیلش مربوط به یک مسئله عاطفی می باشد، ولی اگر خیر ناچار بودید هردو را انتخاب کنید دو راه وجود دارد یا با جدیت درس را بخوانید وادامه دهید ویا مکان را تغییر دهید ودر رشته ثابت بمانید واگر از هر دو ناراحت وبی میل بوده وهستید با بخش آموزش ویا اساتید مجرب مشاوره نمایید تا جایگاه ونوع درس، همچنین در انتخاب رشته، شما را یاری نمایند.
  • 53.آدم پر از ریا هستم چه کنم؟هرچه کردم نتوانستم از ریا دوری کنم ؟
    ج:داروی ریا این است :انسان زمانی که بزرگی را در نظر داشته باشد کوچک ها ناچیز می شوند مثلا اگر شما بخواهید یک اثر هنری را که کادو کرده اید نزد پادشاهی ببرید واز قبل با پادشاه هماهنگ کرده باشید که وارد کاخ شوید برای نگهبانان ودفترداران وحتی وزیران پادشاه کاغذ کادو را باز نمی کنید تا آنها ببینند،چون فقط پادشاه را شایسته ی این نگاه می دانید وغیر از این اگر باز گردد بی حرمتی به پادشاه است زیرا خاص اوست البته این مثال است تا ذهن آماده گردد. حال انسان اگر بخواهد عبادتی وکار خیری وهر امری انجام دهد باید این عمل را فقط وفقط برای خالق هستی انجام دهد زیرا او باقی است وهمه ی افراد که انسان بخواهد برای آنها ریا کند فانی ورفتنی هستند پس هرچه برای خدا باشد درست و هرچه برای غیر خدا باشد از نظرعبادی،ریامی باشد،پس هرگاه فکر نورانی شد مسیر روشن می گردد وزمانی که فکر از ظلمات نفسانی تاریک گردید انسان به امر ناپسندی متوسل می شود تا هلاک نگردد لذا بهترین درمان همین طریق می باشد کهدر ابتدا ذکر گردید.
  • 52.اگر کسی از افراد خانواده دچار افسردگی باشد باید با وی چگونه برخورد کرد که بدتر نشود؟
    ج:افسردگی که شما فرمودید:دلایل خاصی دارد وبه صورت کلی نمی شود بیان کرد،بهترین روش این است که شما مقداری از حالات آن فرد خانواده را بیان فرمایید تا طبق روحیه ی او مسایل بیان گردد.
  • 51.چگونه می توان با تمام وجود خداوند را احساس نمود؟
    ج:زمانی که انسان بخواهد از نظر درونی تحولی در خود ایجاد کند ووجودش را درک کند باید::1.نعمتهایی که خداوند به او عطا فرموده تفکر در وجود وعدم آن بنماید 2.از آثار عالم وکل هستی به ماثر آن ببرد3.بین خود وخدای خود خلوتی داشته باشد ومقداری حالت ندبه واشک به این خلوت رنگ دیگر می بخشد وپس از خلوتی صحیح وبا تفکر وتدبر احساس خوشی در او ایجاد می شود واینها مراحل ابتدایی کار می باشد والبته سعی گردد این خلوت هفته ای چند بار صورت پذیرد وبعد از مدتی احساس خوبی در شخص ایجاد می شود که دوست با عظمتی همیشه با او ست که از خلوت وآشکارش آگاه است واگر مشکلی باشد او بهترین یار است.
  • 50.اگر دو نفر در تفاهم کامل باشند اما مرد با کار کردن همسر در خارج از منزل موافق نباشد راه حل چیست؟(با توجه به علاقه همسر به کار کردن)
    ج:تفاهم در زندگی اصل هر چیزمی باشد وباید در کارها با یکدیگر مشورت نمایید والبته اینکه زن اصرار بر شاغل شدن داشته باشد وهمسرش مخالفت کند موضوعی است که بسیار ی از افراد مطرح می نمایند اصل براین است که زن جایگاه اول او یعنی خانه را رها نکند وگرمابخش فضای آن باشد لذا هنگام مراجعت شوهر این وجود زن است که خستگی را از مرد خارج می سازد والا اگر هر دو شاغل باشند وزمان خاصی به منزل مراجعت نمایند به یقین خانه ی سرد از عاطفه ،غذای آماده ی دست پخت دیگران ،یا مانده از شب گذشته واضافه برآن وخستگی محل کار نمی تواند آن صفای حقیقی را به وجود آورد مهم ترین چیز قناعت زوجین در زندگی می باشد تا با ساده زیستی واکتفا به مسائل ضروری، زندگی خوب وبا محبتی داشته باشند گرچه حضور زن در عرصه ی اجتماع وشرکت در بعضی از مشاغل ضرورت دارد مانند پزشکی،پرستاری،تدریس و...ولی وسعت دادن کارها غیر ضروری ودور از شان وجایگاه با عظمت زنان، مشکلات اساسی را به دنبال دارد که یکی از آن موارد روحیه ی افسرده کودکان می باشد ،کودکانی که خوش استعداد وخوش بیان می باشند ولی در اکثر آنها کمبودهای عاطفی وعدم فضای مناسب برای تخلیه ی انرژی درونی وجود دارد که باید فکری ا سا سی شود تا به این محل تربیت وجایگاه آرامش بخش همسر وکودکان که خانه است وگرمابخش محفل ومعدن عاطفه یعنی مادر لطمه ی بیش از این وارد نگردد.ان شاءا...
  • 49.چگونه می توان عشق واقعی را شناخت؟
    ج:هرچیز برای خود رنگ ولعابی دارد وگاهی رنگ ولعاب مصنوعی وجهت جلوه گری می باشد لذا زیرک کسی است که تحقیق ودقت نظر داشته باشد وبه مسائل اساسی زندگی اهمیت دهد همچنین جدی در اهداف بلند خود باشد در آن صورت رنگ عاشق حقیقی ویا کاذب در نزد معشوق معلوم می گردد..
  • 48.آیا شما به شانس وسرنوشت که یک بحث عامیانه است ودر اکثر موارد عملکرد مثبتی در انتخاب همسر داشته است ،معتقد هستید؟
    ج:شانس وامثال آن حقیقتی ندارد بلکه عمل انسان باعث نتیجه ها می شود وگاهی اتفاق می افتد چیزی به مراد انسان شود وآن هم احتمال می رود به علل معنوی بستگی داشته باشد ویا خیر عکس قضیه باشد .لذا گاهی موارد خوش شانسی هم وغمی به دنبال دارد ومهم ترین کار در امور صحیح ،توکل به حضرت حق جل وعلا است وازنظراولیای خدا این مسائل ومانند آن که دل انسان را به مسائل غیر واقع متوجه می کند تا به حدی که آن موضوع جزءاعتقاد انسان می گردد را شرک خفی می دانند زیرا حائل بین خدا وبنده اش می باشد.
  • 47.من از اینکه بخواهم در کلاس درس، کنفرانس بدهم یا بدانم که قرار است در یک جایی صحبت کوتاهی داشته باشم،دچار اضطراب می شوم(استرس)چگونه با آن برخورد کنم تا از آن خلاص شوم؟
    ج:همانطوری که در پرسش های گذشته پاسخ داده شد این نکته را باید دقت لازم بنمایید، فکر در ترس وهیجان ،ترس وهیجان می آفریند .لذا بهترین شیوه این است که خود را از آنچه می ترسی وارد نمایی (البته مقصود جنبه های مثبت می باشد)واگر در کلاس یا در سمینار ونشستی مطلب باید ارائه دهی از قبل تمرین نما وبا اساتید خود مشورت کن تا ترس آرام ،آرام از شما دور شود. زیرا انس گرفتن با فضا، انسان را از آنچه می ترسد رهایی می بخشد ومهم این است به آنچه فکر می کنید فکر نمایید نه آنچه فکر می کنند زیرا هر وقت موضوع مشخص باشد وتحقیق صورت گرفته ومشکل خاصی وجود ندارد انسان مطلب رابیان کند واعتنا به جمعیت ویا اینکه افراد چه فکر می کنند نداشته باشد در آن صورت موفق می باشد.
  • 46.من به همراه چند تن از دوستانم حدود 8ماه پیش توسط یکی از دوستان نزدیکم سرکار گذاشته شدیم وآن جریان بیماری سرطان خون بوده که حدودا یک هفته پیش ما از دروغ ایشان مطلع شدیم در حال حاضر به نظر شما ما چه برخوردی با ایشان داشته باشیم ،البته کنجکاوی های ما باعث
    ج:مطلبی که ذکر فرمودید دلیل بر کمبود توجهات عاطفی از جانب خانواده می باشد .لذا کمبودهای درونی را به صورتی که اشاره فرمودید بیان می کند تا با دروغ پردازی واشکی که برای او می ریزند به این خاطر که مریض است واطرافیان باید به او توجه نمایند آرامش پیدا می کند واین چنین افراد اگر سرزنش شوند از نظر روحی خطرناک می باشد بهترین راه درمان ،شخصیت دهی به اوست واینکه متوجه شود بدون دروغ او را دوست دارید وکمبودهای عاطفی او را از طریق ابراز حقایق جبران نمایید .لذا ظرافت امور باید رعایت گردد.
  • 45.آیا کسی که افسرده است عشق می تواند افسردگی او را از بین ببرد؟
    ج :افسردگی دلائل بسیار دارد ونمی توان علل آن را به صورت کلی بیان کرد وعلت بعضی از موضوعات مطرح شده در پرسش شما ودیگر پرسشها از گذشته مربوط به عشق نیست وگاهی به قول معروف قوز بالای قوز می شود یعنی خودش گرفتاری دارد حال اگر ازدواج کند کسی دیگر را گرفتار می کند لذا ازدواج ومسائلی از این دست، تنها یک مورد درمان است در نتیجه این موضوع که اشاره فرمودید باید به صورتی دقیق بررسی گردد وشخص به صورت حضوری یا به صورت مکاتبه ای مشکل رابیان نماید تا شیوه ی صحیح بیان گردد.
  • 44.با محدودیت هایی که دین اسلام از طرف مرد بر زن اعمال می شود چگونه باید کنار آمد؟
    ج:محدودیتی که اشاره فرمودید:اگر مقصودحقوق مرد بر زن می باشد آن حقوق فقط چند موردی که اشاره می نماییم می باشد:1.بدون اجازه ی شوهر نباید از منزل بیرون رود.2.برای مسائل مربوط به زن وشوهر خودداری نکند مگر عذر شرعی ایام خاص را داشته باشدووطبق مساله2414 توضیح المسائل علماءمرد حق ندارد زن خود را به خدمت خانه مجبور کند (مگر این که در عقد شرط کرده باشد که باید چنین اموراتی را در منزل انجام دهد واگرزن قبول کند در آن صورت حکم فرق می کند).لذا کارهایی که زن در منزل انجام می دهد فقط به خاطر دوستی های بین زن ومرد می باشد.
  • 43.آیا ازدواج کردن یک امر حتمی در زندگی انسان است؟
    ج:ازدواج نمودن سنت نبوی ورسم عالم طبیعت می باشد.اما این که حتمی است یا خیر بستگی دارد به شخص،مثلا پسری در سن 18 سالگی ازدواج می کند ودیگری 23 سالگی وشخص دیگر 30سالگی ودر این میان کسی می باشد که به هیچ وجه میل به ازدواج ندارد وحتی این حس در او وجود ندارد او به گناه در این زمینه هم نزدیک نمی شود پس امر ازدواج به نیازهای درونی افراد بستگی دارد .اما اگر شخص به خاطر ازدواج نکردن به حرام الهی مبتلا گردد در آن صورت واجب است طبق احکام فقهی ازدواج نماید،مانند انجام وضو یا غسل .این دو عمل به خودی خود مستحب می باشد ولی چون مقدمه واجب می باشند که نماز است، برای خواندن نماز واجب می گردند.
  • 42.اگر دختر دوست داشته باشد که همسرش به او توجه زیادی کند وانتظارات زیادی از نظر عاطفی واحساسی از او داشته باشد ولی همسرش همه چیز را متعادل انجام دهد چه راهی برای این فرد پیشنهاد می کنید؟
    ج:اولا بدانید که عوالم مرد با عوالم زن از نظر جسمی ،روحی حساسی و...با یکدیگر تفاوت بسیار دارد واین از زیبایی طبیعت وعنایت حضرت حق می باشد یعنی به هیچ وجه مرد نمی تواند خصایص کامل زن را داشته باشد وزن هم نمی تواند. زیرا خداوند زن را زن ومرد را مرد آفرید و زمانی که امورات طبیعی این دو جنس از نظر ظاهری وباطنی بایکدیگر مختلط گردد نظام اجتماعی دچار آشفتگی می گردد ویکی از علل های حرمت شبیه شدن مرد به زن وزن به مرد همین مورد می باشد لذا زن وشوهر باید یکدیگر را درک نمایند ودوست یکدیگر باشند که در این صورت تعادل وتوازن در زندگی برقرار می گردد،البته برخی از مردان از نظر ژنتیکی حالت خاصی دارند یعنی نه بسیار سرد مزاجند ونه بسیار عاطفی وشباهتی با مورد مذکور شما دارند ولی با بدست آوردن خواسته های دورنی اومی توانید متوجه شوید به چه موضوعاتی اهمیت بیشتر می دهد تا از آن طریق بتوانید عواطف واحساسات خود را بروز دهید والا اگر رعایت موارد نشود شخص به همین صورت باقی می ماند ودر این موردی که شما اشاره فرمودید مثلی عرض می نماییم:شما گاهی احساس عطش می کنید وهنگامی که آب می نوشید برای شما لذت بخش می باشد ولی همان لحظه اگر برای همسر خود یک لیوان آب بریزید وتعارف نمایید 3 احتمال وجود دارد:1.قبول کند وکاملا بنوشد چون وقت مناسبی بود2.قبول نکند وبگوید میل ندارم 3.بخاطر این که دست شما را رد نکند یک سوم آب رابنوشد ومابقی را میل نکند با این مثال روشن می گردد که به حالات همسر باید توجه کرد ،گاهی مردان بی حوصله می باشند در آن صورت حرف زدن با آنها آب در هاون کوبیدن است وانعکاس مثبتی ندارد یاگاهی ظاهرأ توجه به حرف شما می نمایند ولی این توجه عمقی ندارد بهترین زمان برای ابراز محبت وقتی می باشد که شرایط را از نظر روحی مناسب دریافت نمایید تا به ابراز آن بپردازید.
  • 41.بهترین سن ازدواج چه سنی است؟
    ج:بهترین زمان برای ازدواج زمانی می باشد که اولا شخص هدف اصلی از ازدواج ؛نحوه ی رفتار وآداب زندگی را تا حد مناسبی بداند .ثانیا:شرایط مناسبی برای شروع زندگی داشته باشد یعنی مرد خانه قادر باشد زندگی را به صورت آبرومندانه تامین نماید ثالثا:اگر در حال تحصیل می باشد لطمه ای به درس او وارد نگردد واگر موارد مذکور صورت پذیرد ورعایت گردد ازدواج مناسب میباشد .
  • 40.به نظر شما آیا درست است که انسان در مورد پیشنهادی که در دانشگاه درمورد ازدواج می شود فکر کندیانه؟
    ج:اولا دانشگاه محل تحصیل است نه محل انتخاب همسر .ثانیا:چون فضای دانشگاه وحالات افراد مشابه یکدیگر می باشد حقایق وحقه ها خود را نشان نمی دهند ،ولذا بهترین ملاک می تواند تحقیق خانواده نسبت به شخص باشد ورجوع هر کس که مراجعه نمود به خانواده،سپس ارتباط برقرارکردن اشکال ندارد که عاقلانه ترین شیوه می باشد
  • 39. چگونه می توان یک مرد راشناخت؟اگر دختری خجالتی باشد چگونه می تواند پسر مورد علاقه ی خود را بشناسد؟
    ج: مرد را از رفتار،برخورد و تحقیق در مورد او، همچنین هدف اصلی او از زندگی ومعیارها یی که بیان می کند می توان شناخت. والا با ابراز علاقه خیابانی ومحل تحصیل نمی توان شناخت که بسیار نادرست است.واما فرمودید:دختری خجالتی می باشد،اگر مقصود از خجالت این است که با نامحرم کمتر در ارتباط است وآداب را رعایت می کند وبه مسائل شرعی اهمیت می دهد، به او خجالتی نمی گویند بلکه دختری با حیا ومحجوب می باشد که چنین دختر با تقوا وبا حیا خواستگار بسیار دارد زیرا مردان نسبت به چنین افرادی عشق وافری دارند واگر معدودی از پسران به دنبال دختران آنچنانی هستند باید آن دختران یقین بدانند همسر آینده ی آنها این پسرانی نیستند که وقت خود را با دختران ونوامیس می گذرانند، آمارها نشان می دهند مردم به دخترانی که جلوه گری می کننداحترام می گذارند ولی حاضر به زندگی با آنها نیستند زیرا می گویند به آنها اعتماد ندارند پس باید به دستوراتی که شرع مقدس داده است راجع به حفظ حیا ومتانت خوب دقت کنید مردان با حیا شیفته ی زنان با حیا می باشند.
  • 38.آیا برای یک خانم درست است که به یک آقا ابراز علاقه نماید؟آیا این موضوع باعث شکست خانم در زندگی آینده نمی شود؟
    ج:ابراز علاقه درونی برای زن قبل از ازدواج مانع ندارد. اما پس از موافقت خانواده طرفین، عاقلانه و عیبی هم ندارد ولی قبل از تحقیق در مسائلی که قبلا اشاره گردید ابراز علاقه نمودن می تواند برای دختران که سرشار از احسا سات وعواطف می باشند بسیار مشکل آفرین باشد.
  • 37.به نظر شما انسانی که دچار نوعی بدبینی نسبت به همسر ش هست چطور می تواند آن را به حداقل رساند؟یا بر طرف نماید؟
    ج :نکته ای که اشاره فرمودید چند دلیل می تواند داشته باشد: 1. تاثیر کلام دیگران نسبت به همسرتان 2 .تخیلات شخصی 3. حساسیت های بی مورد .لذا جهت از بین بردن این بدبینی ابتدا به صفتهای رفتاری خود نسبت به ایشان دقت نظری داشته باشید واگر به نکته ای ویا نکاتی دست یافتید آنها را یادداشت نمایید البته لازم به ذکر است عمده ی برخوردهای ناهنجار مردان در منزل به نوع رفتار زنان بر می گردد.مردی که خسته از کار باز می گردد ویا دهها مشکل در او وجود دارد ویا...،لازمه کار این است که زن، شوهر خود را به خوبی استقبال وبدرقه نماید وآنوقت یقین بداند که مرد مجذوب همسرش می گردد یعنی همیشه میل او این می باشد سریع به منزل برود وحتی لحظه ای را از دست ندهد. حال اگر زنی باشد بد زبان ومسائل اخلاقی، فردی ،نظافت ظاهری وغیره...را نزد شوهر رعایت نکند یقین بداند که مرد خانه عکس العمل بدی نشان می دهدودر نتیجه زن از نظر درونی احساس بدبینی می کند ودر آن صورت شوهر خود را با دیگر افراد قیاس می کند وناراحت از اینکه چرا شوهر من مانند آنها نیست .باید دانست تا درب عطر باز نگردد بوی آن انتشار نمی یابد ودیگرکسی علاقمند نمی شود،یعنی عملکردهای نادرست، نتیجه های مشابه دارد البته دلایل بسیار است لذا مردان وزنان باید ابتدا از خودشان شروع کنند ودر صورت توجیه نکردن خطاها موفق در زندگی می باشند والا خوشی حقیقی وجود نخواهد داشت
  • 36.من به دلیل طلاق یکی از اعضای خانواده نسبت به ازدواج بسیار بدبین شده ام وبسیاری از معیارهایی که برای ازدواج داشتم کمرنگ شده واحساس می کنم که دیگر نمی توانم به کسی اعتماد کنم؟چه کاری برای بازسازی افکارم وتعیین معیارهای جدید باید انجام دهم؟
    ج :البته طلاق وجدایی در اعضای خانواده در روحیه افراد دیگر نیز تاثیر می گذارد ولی این عاملی نیست که انسان دیگر ازدواج نکند در قضیه ای که فرمودید عبرت از ضعفها وعملکردهای منفی دیگران وسعی در انتخاب مثبت،بهترین شیوه است لذا این عضو از خانواده اولین کسی در جامعه نیست که طلاق داده یا گرفته ا ست بلکه امثال او بسیارند فقط دقت در رعایت موازین اخلاقی می تواند انسان را سعادتمند کند.زیرا انسان به دست خود وعملکردش خود را خوشبخت یا بدبخت می کند. لذا شما با توکل به خدا به آینده ی روشن وزیبا بیندیش ان شاءا... که موفق خواهید بود.
  • 35.آیا ازدواج برای دانشجویان پسر با توجه به اینکه درحال تحصیل هستند و منبع در آمدی ندارند کار صحیحی میباشد.
    ج:این امر بستگی به شخص دارد گاهی افرادی با مشکلی که ذکر فرمودید توانایی همه جانبه را در خود می بینند لذا اقدام به ازدواج می کنند وبعضی تا نتیجه ی تحصیلات ومسائل شغلی آنها مشخص نگردد اقدام نمی نمایند وبهترین روش این است که اگر پسری از نظر روحی،دینش در خطرنیست تحصیلات را تا حد کارشناسی یا ارشد ادامه دهد وبعد ازدواج نماید ولی اگر احساس می کند تغییرات خاص در حالات معنوی او ایجاد می شود تحقیق کافی نماید تا همسر خوب با خصائص بالا از نظر اخلاقی نصیب او گردد.
  • 34 .چه کنیم تا با آرامش زندگی کنیم؟وبرای هر چیز کوچک مضطرب نباشیم؟
    ج:کسی که دستش در دست بزرگی باشد ازکوچکتر ها نمی هراسد، لذا در قرآن خداوند می فرماید:«ومن یتوکل علی ا... فهو حسبه» کسی که در اموراتش به خدا توکل کند خداوند او را کفایت می کند، این کفایت کردن یعنی همه ی اموراتش را عنایت دارد .البته اگر در کارها با خدا باشیم والا دست به سوی خدا ویاپیشانی برروی مهر ولی در ذهن به غیر خدا امید داشته باشیم در این صورت درون ما شرک خفی وجود دارد، یعنی کار ناخالص است پس اول خلوص، بعد آرامش درون وبرون در تمامی مسائل زندگی
  • 33.آیا استرس شب امتحان به خاطر کم ایمانی است ؟چاره چیست؟
    ج: خیر،ارتباط زیادی به کم ایمانی ندارد عمده اش به مطالعه کم وتخیلات برمی گردد لذا کسی که با توکل به خدا دروس خود را خوب بخواند واهمیت دهد واز تخیلات بی مورد که هیچ تاثیری بر آینده انسان ندارد اجتناب کند به راحتی در همه امور موفق می گردد عمده ی کسانی که در امتحانات اضطراب دارند بدین دلیل می باشد که موارد مذکور را رعایت نکرده اند و به قول قدیمی ها آن را که حساب پاک است از محا سبه چه باک است وامتحان نوعی محا سبه است.کار ودرس را بیاموزیم آنوقت با یاد خدا موفق خواهیم بود والا درس نخوانیم ونزد استاد کاری نیاموزیم اگر قرآن را ختم کنیم ودهها کار دیگرانجام دهیم نمره برابراست با صفر. زیرا خداوند وهمچنین انبیاء وائمه (ع) فرمودند در کار نظم ورعایت موازین صورت گیرد ،در این صورت توکل با هدف است. به قول حضرت علی (ع) که به شخصی فرمود:«اول افسار اسبت را ببند بعد توکل به خدا کن» یعنی اگر اسب را نبندید اسب که توکل به خدا نمی فهمد زیرا اسب است وبه هر جایی می رود لذا نظم در کار ودرس ودر وقت شروع توکل بر خدا آنوقت امور مساوی است با موفقیت.
  • 32.مهم ترین اصول دست یابی به آرامش ازنظر روحی وروانی چیست؟الا بذکرالله تطمئن القلوب این یاد خدا می بایست چگونه باشد که با یاد آن دل ها آرام گیرد؟
    ج:1.متصل بودن به عوالم معنوی بوسیله ارتباط با خدا واعتقاد به غیب 2.برنامه ریزی در کارها واهداف 3.بی نیازی از خلق در ظاهر وباطن همراه با ممارست 4.یاد مرگ،زیرا کسی که انتهای کار خود را می سنجد در ابتدا احتیاط لازم را رعایت می نماید لذا ذکر خدا با زبان وبا قلب یعنی حضور، دل انسان را همیشه آرام نگه می دار
  • 31.مشکل من این است که حدود 4 سال است با پسری نامزد هستم اما او خیلی آدم عصبی وزود رنجی است واین عصبانیت او باعث شده که آبرویم را در بیشتر محافل میبرد من نمی دانم چه تصمیمی راجع به آن پسر بگیرم؟آیا من باید همه چیز را تمام کنم یا راه حلی برای درست شدن وجود
    ج:مهمترین چیز در زندگی اخلاق است واخلاق در راس همه امورات زندگی می باشد مسئله ای که شما فرمودید بسیار رنج آور می باشد ولی چند راه حل پیشنهاد می کنیم : 1-حالات او را یادداشت نمایید وبه مشاور مورد نظرخودتان یا به این دفتر ارسال فرمایید . 2-نوع حسا سیت های ایشان به موضوعات را ثبت وعکس العمل مثبت نشان دهید. 3 -از سرزنش کردن وسرکوفت زدن ویا سخن هایی که نسبت به آن عکس العمل منفی نشان می دهد خودداری نمایید. 5 -موضوع را نهایتا اگر اثری در او نگذا شت با بزرگ خانواده ی ایشان ،بدون اطلاع همسرتان مطرح نمایید درصورت صلاحدید آنها،در جلسه ای مشکل عصبانیت ونوع برخورد او نزد دو طرف خانواده مطرح گردد تا نزد دیگران شرمی از حالات خود بنماید زیرا بعضی از مردان تکبرات شیطانی دارند که هیچ هدفی در عصبانیت آنها وجود نداردفقط صرف گردنکشی آنهاست واینچنین افراد اگر نزد چند بزرگ خانواده تحقیر گردند از تکبرات آنها کاسته می شود واین مراحل را به ترتیب عملی نمایید ان شاءا... که مثمر ثمر باشد ودر هر مرحله که نتیجه مثبت دیدید وارد مرحله بعد نگردید که احتمال می رود نتیجه عکس گردد
  • 30.به نظر من قیافه وظاهر مهم ترین واولین اصل در انتخاب طرف مقابل است به دلیل اینکه اولین چیزی که شخص می بیند ظاهر است ؟نظرتان چیست؟
    ج:بله،اولین نظر به صورت وچهره است اما در زندگی 30ساله و 40 ساله نظربه خصوصیات وصفات می باشدگرچه چهره نقش خوبی دارد اما کار اصلی را صفات می کنند. حکم چهره مانند لباس بسیار زیبا می باشد که شخص در هوای سرد ویخبندان احتیاج به یک لباس پشمی ضخیم اگر چه باپوس.تین حیوان وبه هر شکل باشد ،دارد زیرا می خواهدخود را از سرمای کشنده نجات دهد .حال اگر به او بگویند شما لباس به این زیبایی را نمی خواهی ولباس پشمی را انتخاب می کنی پاسخ معلوم است.اصل انتخاب، بدین صورت است که همسر باید غیر از زیبایی ظاهری، باطن با صفا وگرم داشته باشد که در طول زندگی گرمابخش فضای خانه باشد واگر زیباترین ویا زیبا باشد ولی ملاک های دیگر را نداشته باشد شخصی از انتخاب خود که فقط به دنبال چهره بوده است به یقین پشیمان می گردد زیرا آن انتخاب را بلای جانش می داند.
  • 29 .چه معیاری در زندگی از بین می رود که خیانت در زندگی پیش می آید با وجود بعضی از زندگی ها ی پربار ،اساسا از لحاظ روانشناسی مرد چند بعدی است که نمی تواند به یک زن اکتفا کند؟
    ج: بالاترین معیار، حفظ حرمتها وحریمها ی بین زن ومرد می باشد که اگر از بین رودهمسر نزد آشناو غیره شخصیت خود وهمسرش را لکه دارمی کند لذا مردتمامی ابعادش،به زن زیرک،با تقوای ،شوهر دوست با معرفت بستگی داردیعنی اگر ز ن ظرافت امور را رعایت کندحکم آهن ربارا دارد وشوهر چون شیفته ی همسرومحبت های اومی باشد دیگر نشستن با دوستان را هم جزء خوشی های خود نمی داند .لذا میل دارد ساعت کار زود به پایان برسد تا در کنار همسرمهربان با تمام صفاتی که نقل گردید بنشیند. پس زن می تواند با لطافت خود مرکز دایره باشد،تا همسر همچون پروانه به دور او بگردد والا اگر ضعفی در یکی از قسمتهای مذکور باشد شوهر گاهی گردش دارد وگاهی لغزش.پس ملاک بسیاری از موفقیت ها، زن است
  • 28.وقتی پسری به ما پیشنهاد دوستی وازدواج می دهد چگونه به حرفهای او اعتماد کنیم آیا پیشنهاد ازدواج او واقعا ازدواج است؟
    ج:مسائلی که فرمودید بعضا در سوالات قبل پاسخ داده شد ولی مطلبی که در باب ارتباط آنها با شما ویا شما با آنها که فرمودید پیشنهاد می دهند و2الی 3 ماه بعد از آنها سیر می شوند و...،این را بدانید زن با تقوا وبا شخصیت به هیچ وجه حاضر نمی گردد هر بی سرو پایی که قصد تعرض ویا تمسخر ویا سود جویی وتمتع حرام را دارد با او ارتباط برقرار کند زیرا انسان صاحب عقل است وباید از گذشته افراد وخبرهایی که می رسد عبرت گیرد نه اینکه خود را مورد آزمایش هر انسان بی اصالت وبی تقوایی قرار دهد ،دختری که بنیان خانواده اش محکم باشد خوب می تواند مرد با اصالت وبا ریشه را تشخیص دهد واگر اتفاقی غیر از این بیافتد دلیل بر غفلت شخص می باشد ان شاءا...که شما از این امورات نا شایست مصون ومحفوظ باشید زیرا حضرت علی (ع) فرمودند:(زن ریحانه است یعنی گل خوشبو وظریف) وگل صاحبی دارد وهرکه می خواهد ظاهر وباطنش حفظ بماند باید از هر تند بادی بترسدمگر یقین کند که باد بهاری است،آنوقت خوشبخت می گردد.
  • 27.آیا انسان بعد از عقد دائم می تواند با همسر خود رفت وآمد داشته باشد در صورتی که پدر ومادر راضی نباشد؟چه؟
    ج :عقد که صورت پذیرفت زن در اختیار همسر خود می باشد وعروسی برنامه ایست جهت انتقال زن از منزل پدر به منزل شوهر والا همان زمان که عقد جاری شد زن در اختیار شوهر می باشد وبقیه امورات باید با احترام به والدین بر طرف گردد.البته عمده ی مشکلات به دو علت می تواند باشد:1.عدم آگاهی به مسائل شرعی 2.ترس از امورات مختلف که بی مورد می باشد،زیرا عقد دائم صورت گرفته است لذا آداب باید در خانواده طبق موازین شرعی صورت گیرد.
  • 26.نظرتان راجع به دوستی های قبل از ازدواج چیست؟
    ج:دوستی های غیر شرعی قبل از ازدواج موجب دشمنی های بعد از ازدواج می شود شوهری که خبر ندارد این زن قبل از ازدواج با افرادی دیگر با عناوین مختلف در ارتباط بوده است،احتمال دارد بی ثباتی در همسرش را متوجه شود واقدامات نا شایسته تری انجام دهد. لذا زنی که قبل از ازدواج با افراد متعددی دوستی برقرار کرده بعد از ازدواج، همسر خود را (پناه بر خدا )با قبلی ها قیاس می کند وچون چنین است جدایی زود صورت می پذیرد وعمده ی جدایی ها در رابطه ی باافرادی است که اینچنین می باشند بخصوص در خانم ها زیرا این امر آنقدر مهم است که خداوند سفارش می نماید به مومنان که با زنان بدکاره وهمچنین با« اخدان» یعنی زنانی که دوست پسر دارند ازدواج نکنید واین دستور در سوره ی مبارکه مائده ونساء آمده است پس باید زن با تقوا از هر مرد نامحرمی در مورد مسائل غیر ضروری اجتناب کند ومرد با تقوا هم در همه ی موارد تقوای الهی را پیشه کند.البته اگر این مطلب را با صراحت بیان نمودیم دلیل بر کثرت غفلتها می باشد یعنی از این موارد اتفاق می افتد.
  • 25..مزیت ومشکلات ازدواج فامیلی چیست؟ودر اثر بروز مشکل چه راه حلی وجود دارد؟
    نکته باید ج:ازدواج فامیلی به خاطر خطرات ژنتیکی که احتمال وقوع آن می رود مشکل خاص دیگری ندارد امابه یک دقت شود وآن این است که اگر در ازدواج فامیلی دو طرف از نظر اخلاقی ومعرفتی نتوانند همدیگر را درک کنند ویا این ازدواج بخاطر مسائل سطحی وزود گذر باشد حتما باید اجتناب گردد زیرا در اینجا درگیری موجب جدایی دو نفر نیست بلکه موجب جدایی اقوامی با اقوام دیگر است پس احتیاط پزشکی واخلاقی در این امر لازم است.
  • 24.پدرم بخاطر اینکه تحصیلات من بیشتر است،با ازدواج پسری که دارای مدرک تحصیلی پایین تری است مخالفت می کند نمی دانم چه بکنم؟
    ج:اگر شخصی که قصد ازدواج با او را دارید فقط مشکل او پایین بودن مدرکش می باشد وجنبه های دیگرش مثبت است وتحقیقات صورت گرفته ،ملاکی برای رد این قضیه وجود ندارد ولی ا ین نکته را باید به وسیله بزرگی از اقوام خود یا شخصی که مورد احترام پدر بزرگوار شما می باشد مطرح کنید تا او بتواند پدر را قانع کند البته رعایت احترام به پدر باید در راس کارتان باشد زیرا پدر ومادر گوهری هستند که مانند ی برای آنها نمی توان یافت.
  • 23.اعتیاد پدر در خانواده تا چه حدی به سلامت زندگی بعد از ازدواج تاثیر دارد؟
    ج:اعتیاد در خانواده می تواند از نظر روحی وروانی در فرزند تاثیر داشته باشد البته این نکته لازم به ذکر است بسیاری از افراد ،با اراده ی خود توانسته اند مشکلات موجود در خانواده رابا تلاش وکوشش بر آنها غلبه کنند وحتی مسیر را به سوی هدف اصلی خود تغییر دهند وملاک همه ی کارها اراده ی انسان ودر راس آن توکل به خداست.
  • 22.آقایی به من پیشنهاد ازدواج داده ومی دانم که خیلی دوستم دارد من به ایشان جواب منفی داده ام ولی حال پشیمانم نمی دانم چطور به او بفهمانم ؟
    ج:اگر شخص مذکور که پیشنهاد کرده است واقعا طالب شما ست دیگر با یک جواب رد ،عقب نشینی نمی کند مگرمشکل چیز دیگری با شد در چنین موارد اگر انسان متوجه شد شخص رجوع کننده مردی لایق با تمام معیارهای اخلاقی ذکر شده می باشد بهترین شیوه این است که انسان به یک واسطه بگوید به صورتی زیرکانه به اطلاع آن طالب عاشق برساند تا به شما دوباره مراجعه کند شاید این بار جواب مثبت دهید البته آن شخص واسطه با ید حساب شده ودقیق عمل کند واز او خواسته شود مطلب را جای دیگر نقل نکند که از نظر اخلاقی ،برای آینده زندگی زنا شویی صلاح نمی باشد.
  • 21.پسری طبق گفته خود عاشق من است طی صحبتی که باهم داشتیم از هر لحاظ باهم تفاهم داریم اما می ترسم پس از مدتی مرا رها کند در ضمن هم کلاس هم هستیم؟
    ج: اظهار علاقه ی ظاهری وعاطفی دلیل بر عاشق بودن حقیقی طرف مقابل نیست وگاهی احسا سات باعث می گردد که شخص خیال کند که همسر آینده وکسی که در رویا های خود بدنبال او بوده است همین است وبس،خوش آمدن وبه دل نشستن وامثال این گفته هانمی تواند دلیل بر محبت حقیقی باشد در احادیث داریم زمانی که نفس بر مردی غلبه کند دو سوم عقل او از دست می رود،پس شما حساب کنید چقدر عقل باقی خواهد ماند. به یقین باید دقت بیشتر وتحقیق صورت پذیرد ،همچنین اطلاع دادن موضوع به خانواده و اقدام از طریق والدین باشد ضمنا از خصوصیات پسر در منطقه ی زندگی وامورات دیگر او تحقیق کامل به عمل آید اگر در نهایت سه موضوعی که در سوالات گذشته مطرح کردیم یعنی اخلاق ،ایمان واصالت خانواده ، هر سه خصلت در کنار یکدیگر قرار داشت ازدواج نیک است والا نبود یکی از موارد مذکور موجب گرفتاری در زندگی خواهد بود.
  • 20.پسری که توان مالی جهت ازدواج دارد اما خانواده تحت هیچ شرایطی حاضر به ازدواج پسر نیست د ر حالیکه ازدواج کاملا شخصی است،آیا پسر می تواند برای حفظ زندگی شخصی خود با خانواده اش قطع ارتباط کند؟
    ج: قطع ارتباط کار صحیحی نیست بهترین شیوه این است که علل منع خانواده از ازدواج را بپرسید ،اگر قانع کننده بود بپذیرید ولی اگر مطالب مطرح شده آنها قا نع کننده وصحیح نبود موضوع خود را با مشاوری مطرح نمایید تا او بتواند با والدین نشستی داشته باشد وسعی کنید با ناراحتی ودلسردی خانواده ،ازدواج را صورت ندهید زیرا خداوند شما را به احترام والدین دستور داده است ونکته ی دیگر این که عجله وشتاب موجب می شود انسان حریم ها را بشکند وما بعد پشیمان گردد پس احتیاط شرط عقل است.
  • 19.نظرتان راجع به آشنایی های اینترنتی وازدواج به دنبال این آشنایی چیست؟
    ج:آنهایی که با چشم یکدیگر را می بینند در امورات مانده اند چه رسد به آشنایی اینترنتی که نه خصائص شخص مقابل معلوم است ونه عشقی حقیقی و...پس ازدواج وانتخاب را به شوخی نگیرید که اگر چنین کنید سر نوشت بدی که با دست خود انجام داده اید سالهای سال با شما به تلخی بوسیله ی همسر اینترنتی ویا آن ترنتی شوخی خواهد کرد ودر نهایت با آه وناله از زندگی جدا می شوید ویا راهی دیگر وتلخ تر. پس در همه ی امورات خود تقوا را پیشه کنید.
  • 18 .آیا زیبایی چهره در زندگی مهم است؟مهم است که مرد زیبا باشد؟
    ج:زیبایی یکی از مسائل انتخاب همسر می باشد نه تمام معیارهای آن ،زیرا خصایص درونی زیباییش دلنشین است ولی چهره ی زیبا چشم نشین است اگر شخص زیبا دارای سجایای اخلاقی باشد هم دلنشین است وهم چشم نشین،چه بسا زیبا رویانی که همسرانشان پشیمان از انتخاب آنان باشند
  • 17اگرفردی که در ذهن ما وجود دارد را نیافتیم ازدواج نکنیم؟
    ج:اگر مقصود خصوصیات فرد است شاید عینا پیدا نشود ولی نزدیک به آن ومشابه آن ممکن است وآن هم با تحقیق کامل صورت گیرد و در نهایت ازدواج با برکتی خواهد بود وگاهی زن با تقواوموفق، با اخلاقش می تواند همسر را به خواسته های بجا وبحق نزدیک کند.
  • 16.به نظر شما ازدواج عاشقانه بهتر است یا عاقلانه؟
    ج: ابتدا عاقلانه بعد از موا فقت طرفین وخانواده بیانات عاشقانه صورت گیردکه نتیجه بخش است . و زمانی که حرکتی عاشقانه باشد واین عشق در مسیر نفس قرار گیرد عقل جوابگو نیست بخصوص در امور زوجین.لذا ابتدا دقت بعد صحبت.
  • 15.در خانه ای که مجبوری طبق علایق طرف مقابل زندگی کنی ودر صورت اعتراض باید منتظر تنبیه درست حسابی بود .چگونه می توان با این همه بلا به آرامش رسید؟
    ج نکته ای که شما اشاره فرمودید مقداری مبهم می باشد یعنی معلوم نیست مقصود شما زندگی زناشویی است، یا اینکه تحت نظر پدر خانواده اید در هر صورت برای دو مورد چند نکته اشاره می گرددتا مفید باشد: الف:در خانه ای که شخص همسری دارد واز نظر اخلاقی آداب را رعایت نمی کنداگر ابتدای زندگی است، باید زن جلوه های اخلاقی وآداب را تا حد امکان از خود بروز دهد که آرام آرام درروحیه همسرتاثیر نماید واگر طی مراحلی این موارد تاثیر خاصی نداشت یعنی با ا خلاق،محبت ومسائل مربوط به زن وشوهر جواب مثبت داده نشده است بهترین روش این است که با مشاور خود در مورد خصوصیات شوهر ونوع حرکات وسکنات او مشورت نمایید تا راهنمایی های لازم را برای شما بیان نماید واگر راهنمایی های مشاور هم دردی را درمان نکرد آخرین شیوه این است که از خانواده خود وخانواده طرف مقابل چند بزرگ را دعوت وموضوع مطرح گردد تا طبق دستورات شرعی مشکل برطرف شود. ان شاءا.. اما اگر موردی که فرمودید پدر خانواده باشد باید احتیاط بیشتری نمایید زیرا دختر چند صباحی میهمان پدر است لذا مواردی که نزد پدر ذکر می کنید از قبل به نوع گفتار وحرکات خود توجه داشته باشیدکه:.1. با تندی نباشد2.در بهترین زمان و حالت عاطفی بیان گردد.3.پدر روحیه ی گرفته نداشته باشد.4.در فضای مناسب ودور ازجمع صورت پذیرد.زیرا پدر زمانی که غضبناک است و فرزند در میان جمع به او اعتراض کند جایگاه خود را شکسته احساس می کند لذا عکس العمل بدی نشان می دهد وعکس العمل ها نیز بستگی به نوع فرهنگ خانواده دارد وحتی امکان دارد بر آن عصبانیت خود که مورد اعتراض واقع گردید تا آخر پا فشاری نماید ودیگر قبول ننماید پس طبق روایات که فرمودند افراد را در میان جمع سرزنش ونصیحت ننمایید رعایت گردد لذا سعی شود بیا نات بدین صورت انجام گیرد.
  • 14.من از زمانی که یادم می آید همیشه احساس اضطراب می کردم وهیچ وقت احساس آرامش نمی کردم می خواهم بدانم چرا؟فکر می کنم خدا خواسته اینگونه باشم؟
    ج:مسئله ای که شما فرمودید یعنی بحث اضطراب از کودکی به روابط خانوادگی برمی گردد وچند احتمال می تواند وجود داشته باشد: 1-در کودکی، خانواده شما را زیاد مورد شماتت وسرزنش قرار می دادند. 2-بعضی از اقوام، شما را در میان جمع مورد تمسخر قرارمی دادند.. 3-مشکلات روحی افراد دیگر در کودکی ویا قضیه ای در شما تاثیر گذاشت . 4 -یا اینکه از نظر جسمی دچار مشکلی می باشید ،واما درمان این موضوع ،در سه مورد اول کسانی که خوف از آنها د ارید یا بحث کردن در نزد آنها یا میان جمع برای شما مشکل می باشد موضوع مفید جذاب که صحت وسقم آن معلوم می باشد آماده کرده ودر زمان مناسبی برای افراد خانواده ویا آن جمعیت بیان نماییدزیرا کسی که می خواهد ترس درونی اش را از بین ببرد باید خود را چندین مرتبه در آن وارد کند تا دیگرآن ترس به صورت کلی از وجودش رخت بربندد. البته یک نکته لازم به ذکر است که ترس از گناه بهترین نوع ترسها ست یعنی ترس از اینکه به واسطه گناه کردن از عنایت خداوند دور نگردیم.ودر مورد چهارم آزمایشات کلی از بدن می تواند مفید باشد واگر آزمایش شما مشکل خاصی را نشان نداد باید به موارد قبلی که ذکرگردید توجه فرمایید.ان شاءا...موفق باشید.
  • 13- اگر تصویری از ظاهر فرد یااز رفتار واخلاقیاتش داشته باشیم چطور می توانیم به این تصویر در واقعیت برسیم.آیا تصویر ذهنی ما از فرد شامل حال ظاهر او هم می باشد؟
    ج:کسی که ظاهرش زیبا ست ملاک با طن زیبای او نیست ولی کسی که باطن زیبا دارد ومتخلق به اخلاق است یقینا فردی موفق می باشدلذا در بحث ازدواج چون زوجین در ارتباط با یکدیگر ند وجمال شخص نیز در ابراز احسا سات تاثیر دارد از نظر چهره نیز باید شخص را ببینید گرچه مهمترین امورات خصایص اخلاقی واصالت است وبعد چهر ه ی فرد،ولی این مسئله یعنی رویت شخص یکی از امورات مهم می باشد که باید به صورت کامل تحقیق صورت گیرد وبعد از تحقیقات کامل با رعایت موازین شرعی، ازدواج نمایید تا انشاءا..بتوانید عمری را در کنار یکدیگر به خوشی وخوشبختی به سر برید.
  • 12 .خداوند دچار شعف می شود؟مگر احساسات انسانی غیر مطلق در و است؟جود خداوند موجود مطلق در وجود خداوند موجو داست؟
    ج:.خداوند نه غمگین ،نه دچار شعف ونه غضبناک می شود واین موارد مذکور فقط در مخلوقات وجود دارد زیرا جنس خالق ومخلوق یکی نیست وهیچ وقت صا نع ومصنوع با هم از یک نوع نیستند .وخداوند نه دور است ونه نزدیک. بلکه احاطه بر همه امورات دارد طبق آیه قرآن که فرمود« خشک و تری نیست در زمین وبرگی از درخت نمی افتد مگر اینکه خداوند می داند.»لذا دوری ونزدیکی ما به خدا از لحاظ معنوی می باشد یعنی زمانی که انسان اهل تقواست ،عنایت الله زیاد می گردد لذا مقرب می شویم وزمانی که اهل گناه شدیم العیاذ بالله از نظر حضرت حق وعنایتش دور می شویم. لذا جزءضالین می گردیم واگر ضلالت زیاد گردد خدا شخص را به حال خودش وامی گذارد. با اینکه به او نزدیک است وبعد مسافتی وجود ندارد پس خیر وشر بدست انسان است وعمل انسان موجب دوری یا نزدیکی ،خشم یا محبت او می گرددوکسی که به خدا نزدیک است مورد محبت است وکسی که دور است موجب غضب است وخوشحالی خدا وغضبی که گفته می شود، مقصود این است.
  • 11 .من با کسی ازدواج کردم که در بعضی لحاظ شخصیتی با هم تفاوت داریم بعضی اصول برای او مهم وبرای من اهمیت نداردوبالعکس؟
    .ج: درچنین مواردی نزد مشاور دینی مراجعه نمایید ویا حداقل موارد اختلاف در اصولی که دارید مطرح شود تا پاسخ مفید بیان گردد.
  • 10 .آیا سن کم داشتن وتحصیلات برابرنداشتن(زن تحصیل کرده ،مرد تحصیل نکرده) می تواند در آینده مشکل جدی در روند زندگی زناشویی بوجود آورد ، این دو نفر با این شرایط با چه مشکلاتی مواجه می شوند واصلااین دو معیار چه قدر اهمیت دارد؟
    ج:باید توجه داشت سن کم و زیاد ملاک نیست ،گرچه مردها در سنین بالاتر از 23سال توجه بهتری به اموراتشان دارند .البته بیان کردن سن مذکور وبالاتر از آن ملاک بر این نیست که سنین پایین تر این حالت را ندارند ،خیر،ولی تجربه های اجتماعی از سن 20 و21 به بالا بهتر کسب می شود و اما در باب تحصیلات که فرمودید نزدیک بودن تحصیلات زوجین در درک مطالب ،یهتر به آنها کمک می کند.لذا سعی شود قبل از ازدواج به تحصیلات علمی هم توجه شود مثلا اگر پسری با مدرک زیر دیپلم با دختری لیسانس یا فوق ازدواج کند،احتمال می رود این زوجین از نظر درک مفاهیم دچار اختلاف شوند واگر پسر اهل تقوا ومعرفت نباشد سختی در زندگی دختر به یقین زیاد خواهد بود پس همسری انتخاب نمایید که از نظر اعتقادی،اخلاقی ، علمی وحتی از نظر بعد مسافت محل زندگی به شما نزدیکتر باشد زیرا زن، حضور اقوام وخانواده اش در شهر و محل سکونتش به او آرامش می دهد وازنظر روحی برای مرد بسیار مفید می باشد ودیگر برای برطرف کردن ناراحتیهایش بخاطردوری از پدر ومادر احتیاج نیست او را به سینما ،پارک ومنزل دوستان برده تا غصه دوری خانواده را بخواهد جبران کند. زیرا دوست ، دوست است وقوم وخویش هم خون انسان .لذا جای یکدیگر را نمی توانند پر کنند.
  • 9.من بارها هدف خودم را در زندگی یافته وارتباط معنوی در حد خودم با خدا دارم ولی آرامش من فقط در حد نماز خواندن است بعد از آن نه شادم ونه آرام به من بگویید چه کنم؟
    مطلبی که فرمودید مشکل حادی نیست فقط یک شنوایی احتیاج دارد وآن بدین صورت است که چیزی که خدمت شما عرض می نماییم با دقت انجام دهید.1.برنامه های زندگی خود را مشخص نمایید وبرای هر روز خود برنامه ریزی کرده وسعی کنید کسی برنامه ی شما را تغییر ندهد وخودتان برای برنامه ی خود احترام قائل شویدتا دیگران به امورات شما احترام گذارند. 2.از گوش دادن به مسائل وگفتگوهایی که اضطراب شما را زیاد وشکست درونی برای شما ایجاد می کند خودداری نمایید. 3.در دوستی خود با افراد مختلف احتیاط لازم را رعایت نمایید. 4.برنامه ی تفریحی وورزشی را جزءاصول روزانه ی خود قرار دهید. 5.آخر هفته برای برنامه های خود نمره ای از نظر انضباطی ،اخلاقی واجتماعی قرار بدهید وبعد از یکسال برنامه ی هفتگی را به روزانه تبدیل کنید یعنی هر شب برنامه ی روزانه ی خود را نمره دهید وکنترل کنید به یقین نتیجه ایی بسیار مثبت خواهید گرفت.(ان شا ءا...)
  • 8.من هدفی برای زندگی ندارم چاره ای هم برای خودم اندیشیده ام،خودکشی .اصلا هم احساس اضطراب نمی کنم ،نظر شما چیست؟
    ج:البته اگر قصد جدی است نظر خواهی سودی ندارد ولی اگر علت را بخواهید خدمت شما عرض خواهیم نمود این حالت شما چند دلیل دارد که عمده مشکلات ،مشکل درونی وروحی می باشد اگر دست انسان به جایی متصل نگردد کار بدین صورت می شود مثالی عرض می نماییم مثلا کسی قصد صعود به قله بلندی را دارد که صعب العبور است از قبل باید فکر مسائل امنیتی کار را بنماید اگر چنین نکند احتمال دارد این شخص مقداری صعود کند ولی هر قدم که صعود کند باید بداند خطر سقوطش بیشتر می شود چون ریسمان مخصوص کوهنوردی را به همراه ندارد که اگر لغزشی ایجاد گردد خطر او را تهدید ننماید پس در این صورت احتمال دارد بسیاری از افراد سقوط کنند وتعدادی به جایگاه مورد نظر برسند.لذا افرادی که سقوط کردند مثل کسانی هستند که در دنیادست به خودکشی زده اند وکسانی که رسیدند نام آنها ثبت نمی گردد زیرا بدون هدف خاصیمسیر را طی کرده اند واین حکم کسانی است که در دنیا زندگی می کنند برای خوردن ،خوابیدن ،مشهور شدن وریاست کردن ولی به آینده ی انسانی خود وعالم دیگر اعتنایی ندارندوبعضا قبول ندارند چون طبق آیات قرآن گوش آنها کر ودل تیره وچشم آنها کور گردیده است لذا تاثیری در آنها ندارد ولی شما که این موضوع را فرمودید یقین دارم که حکم شما اینچنین نیست شما ریسمان نجات داشتید ولی شبهه های شیطانی دیگران در دل شما تاثیر گذاشته وگاهی دست شما از آن ریسمان الهی که در قرآن خداوند فرمود :چنگ بزنید، رها گردیده وان شا ءا... با تحولی جدی وترک دوستانی که جلوه ی خدایی ندارند به یقین اهل سعادت خواهید بود چون کسی که با حی وباقی وخالق دوست است باقی می ماند همچنانکه نام انبیاء وائمه واولیاءباقی ماند واز دشمنان دین وکفار جز لعن وعذاب چیزی نمانده است.
  • 7.خدا گم ام کرده یا من خدا را گم کرده ام چطور می شود که راه را بیابم؟
    ج:البته این نکته که فرمودید خدا گمم کرده شاید مزاح باشد چون هیچ ذره ای از ذرات عالم از نظر حضرت حق مخفی نیست واین مطلب در آیات بسیاری آمده است ودر قسم دوم فرمودید که شما خدا را گم کرده اید ،مطلبی خدمت شما عرض می کنم که ان شاءا...بتوانید دقت بیشتری نمایید تاموفق شویدوآن این که عاشق رنگ معشوق دارد کسی که با حضرت حق دوست باشد حب غیر خدا در دل او قرار نمی گیرد یعنی هر کس بخواهد به حرم دل شما وارد شود باید ویزای دل او مهر محبت حضرت حق خورده باشدتا بتواند به حرم د ل او وارد شود والا حرم را از وجود خود آلوده می نماید وورود او به آن حریم حرام است پس در امورات خود تفحص نمائید که چرا اموراتی باعث شده که با رفیق ترین رفیق ها که در همه جا با توست فراق پیدا کردی واگر به نتیجه رسیدی حرکت به سوی نور را آغاز نما، به یقین راه برای تو واضح می گردد زیرا نور در ظلمات اگر چه ضعیف هم باشد جلوه گر است چه رسد به نور حق که سراسر عالم را فرار گرفته است.
  • 6.آیا اضطراب وبی قراری می تواند به حدی برسد که بر روح وروان تاثیر داشته باشد ،که درمانی نداشته باشد؟
    ج:بله ،روح وجسم با یکدیگر در ارتباط می باشند ،ضعف روح ضعف جسم را به همراه دارد وضعف جسم می تواند در روح تاثیر گذار باشدتا به حدی که غیر از اعتماد واتکال به حضرت حق درمان دیگری نداشته باشد البته اولین در مان در امورات جسمی وروحی بحث ارتباط معنوی می باشد که نظرات دانشمندان بزرگ مسلمان وغیرمسلمان موید این قول می باشد
  • 5.وقتی با افرادی که با آنها در تعامل هستی نا آرام باشند ومجبور به برقراری ارتباط با آنها باشی چگونه می توان آرامش خود را حفظ کرد؟
    این مورد مذکوربدین صورت است که اگرقادر بر تغییر مکان می باشید، مکان را تغییر دهید ولی اگراین امکان وجود ندارد شمابا برخوردصحیح وحفظ شخصیت به آنها متوجه کنید در ارتباط با شما مسائلی که موجب اضطراب وبرهم خوردن آرامش شما می گردد اجتناب کنند ویا در برخورد خود با آنها احتیاط لازم را به عمل اورید، مثلا نشستهایی که آنها با خود در اتاق دارند اگر مسائل ومباحث آنها غیر اخلاقی وموجب اضطراب می گردد اتاق را ترک کنید به سالن مطالعه یا فضای دیگری بروید پس از مدتی آنها متوجه حالات شما خواهند شد واز شدت موضوعات خود نزد شما می کاهند ویا ترک می نمایند واگر خودتان راه مناسبی را پیدا کردید با مشورت مشاورین آن را انجام دهید، حال اگر این تعامل در اتاق خوایگاه نمی باشد در اینجاشما اختیار کامل را دارید یعنی با قدرت ودقت باید از ارتباط با افرادناهنجار خودداری نمایید تا به جایگاه وشخصیت درونی وبرونی شما لطمه وارد نگردد.(ان شاءا...)
  • 4.آیا می شود فکری را از ذهنمان خارج کنیم ،چگونه می شود افکارمان را کنترل کنیم؟
    ج:فکری که به ذهن می آید وگاهی در ذهن ضبط می گردد به دو صورت می باشد فکر مفید ومثبت که با ید ادامه یابد ودیگر افکار منفی ومخرب که بصورت های مختلف در ذهن نقش می بندد که بعضا از نظر اخلاقی انسان را به ورطه ی سقوط می کشاند که به جهت تقلیل این نوع افکار چند شیوه را ذکر می نماییم : 1.مطالعه که بسیار تطهیر ذهن ورشد عقل موثر می باشد 2.ذکر به صورت های مختلف اعم از ذکر جلی ویا خفی (پنهان) 3.به خود القاءکنید که این افکار ناپسند از من نیست بلکه القائات شیطان ونفس اماره است که می خواهد انسان را به ضلالت بکشاند لذا در آن هنگام استعاذه یعنی اعوذ بالله من الشیطان الرجیم را ذکر نمایید. 4.تفکر در یک موضوع خوب ومفید تا جانشین افکار ناپسند باشد. 5.گوش دادن به برنامه های رادیویی که بار علمی ویا معنوی دارند یا برنامه های تلویزیونی که مفید می باشد،پس از مدتی که استمرار در این مواردکارهایتان صورت گیرد به خودی خود ذهنیتها وافکار پراکنده وغیر اخلاقی ویا غیر مرتبط پاک می گردد.
  • .دختری هستم که در زندگی بدبختی فقر ومشکلات زیادی دارم اماامیدوارم با توکل به خداوندآینده ی درخشانی خواهم داشت،برخلاف میلم از همه دورم اما در ظاهر با همه خوب در باطن از همه دور،چون کسی از راز دلم خبر ندارد ،چه کنم اینقدر دچار افسردگی وشکست نشوم؟
    ج:گرچه فقر موجب شکست درونی وبرونی است اما گاهی انسانهایی مانند شمامی باشند که فقر ظاهری را فقر نمی دانند بلکه مستغنی از خلق می باشند وبا یاد خدا دل خود را آرام می گردانند واین جای تحسین بسیار دارد اما فرمودید در باطن از همه دور می باشید ،احتمال این می رود که دو عامل سبب این مشکل باشد . اول، حسد که موجب شکست درونی وبرونی است. دوم تکبر، که ان شا ءا...با تمرین وممارست در امورات دینی واخلاقی واتکال به حضرت حق جل وعلا بر طرف گردد والبته این را بدانید وان شاءا... که می دانید فقر ظاهری دلیل بر بدبختی وثروت ظاهری دلیل بر خوشبختی نیست .چه بسا افراد ی ثروتهای بسیارزیادی دارند ولی زندگی خوش ،آرامش دونی،حب خالق هستی وارتباط با او در آنها ضعیف یا قطع می باشد لذا بل کمی دقت وتامل می توانید مشکل مذکورتان را برطرف نمایید. (ان شا ءا...)
  • 2.از حوادثی که در زندگی اتفاق نیفتاده می ترسم وبه آن فکر می کنم از زندگی وحوادث تلخ زندگی می ترسم چه بکنم؟
    ج:مسئله ای که شما اشاره فرمودید به روح وقدرت روح برمی گردد این روش وروحیه به خاطر توسل وتوکل به غیر می باشد یعنی شما در امورات خود افراد را تکیه وخوشی خود قرار می دهید وچاره ی این کار بدین صورت می باشد که هدف از آمدن ورفتن از این عالم را بدانی وبه آن فکر نمایی وبه گذشته ها فکر ننمایی ، مگر به عنوان عبرت بنگری وآینده هم از آن تو نیست پس باید به حال وزمان فعلی توجه نمایی که چه انجام دهی تاموجب رضای خداوندمتعال باشد وبرنامه های معنوی را در زندگی خود به صورت روزانه انجام دهید و در نهایت متوجه خواهید شد که تمام هم وغم واضطراب به کلی از بین خواهد رفت.(ان شا ءا...)
  • سوال1: .شخصی هستم که بیشتر رشته های تحصیلی را دوست دارم اما نمی دانم چه بکنم،از یک طرف همه رشته ها را دوست دارم از طرفی جغرافیا؟ارسال وپاسخ خود را از مشاوران ما دریافت نمایید .
    ج:عشق وعلاقه به تحصیل دلیل بر فرهنگ بالا ،استعداد خوب وپویای شما می باشد ولی در زمانی که چند رشته تحصیلی پیش روی شماقرار دارد اهم ومهم نمایید وآن رشته که با روحیه ی شما وحتی منطقه ای که درآن زندگی می کنید نیازمند کدام رشته تحصیلی هستند انتخاب نمایید در مجموع به طبع ومیل خود آن رشته را ببینید. (موفق باشید)